X
تبلیغات
دانایی وتوانایی ولذت بردن از زندگی
دانایی که هر انسانی باید بداند.تابه توانایی برسد.بیان آرزوها ءخواسته ها ودرد ودل
با درود وشاد باش بر همه شما در روزهايي كه در سال هاي پيش رو داريم ما وشما

  انسان هاي زيبا آفريده شده ،خوب بيننده ، درست عمل كننده،دوستار مهرباني ومحبت ،عاشق  وياري كننده همديگر در سختي وآسايش ، شاد شاد شاد باشيد وديگران را هم در اين شادي خود شريك كنيدبه هر نوع ووسيله اي كه در توان داريد.ما انسان ها شايسته خوبي ها وشادماني وخوب بودن هستيم.


+ نوشته شده در  بیست و چهارم اسفند 1392ساعت 12:48 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
چند سالي با خودم در گيرم.مي جنگم .توعملم تورفتارم توكردارم توپندارم وتوگفتارم.

سعي مي كنم با بدي ها ،دروغ ها ،فريب ونيرنگ وريا به جنگم.يا با جملات زيبا دور بري هام رو آروم كنم .شايد كمتر عذاب بكشند.

ونخوان مثل من وخيلي ها همه چيز رو خودشان تجربه كنند.آخه فرصت ووقت ما آدم ها معلوم ومشخص نيست.و

به قولي يكهو مي بيني كه آخر خط رسيدي وزود دير مي شه .

خدا ،الله ،god،خالق ،انرژي وهزاران اسم يا صفتي كه بهش نسبت مي دن.بهر حال يكي مارو خلق كرده.آفريده

به ما زندگي داده.به ما جان داده است .

بايد يك جوري ازش تشكر وقدر داني بكنيم.

وقتي به زندگيم نگاهي ميكنم .با خودم مي گم من براي اين خالق خوب ومهربون چكار كردم؟

اصلن چكار بايد بكنم؟آيا وظيفه ام رو مي دونم؟چي از من خواسته؟در كجا برايم تكليفي معلوم كرده است؟

خلاصه من وما در قبال اين لطف ومحبت خالق چكار كرده ايم؟وچكاري بايد بكنيم؟

باور كنين پيدا كردن اين جواب ها خيلي مهمه . انسان ها رو از بلاتكليفي وسردرگمي در مي آرند.ومسير براي ما خلايق مشخص مي شه.ديگه توكوچه پس كوچه ها ي زندگيمون سرگردان وحيران نخواهيم بود.

اميد دارم كه همون خالق به ما آفريده هاش راه وچاه رو نشون بده.

اميدارم

+ نوشته شده در  دوم بهمن 1392ساعت 4:58 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
از پس سي سال رنج رايگان                       گنجي از من ماند ، گنجي شايگان

گنج من خدمت به مخلوق خداست              حاصل سي ساله رنج بي رياست

در كفم اين است وديگر هيچ نيست              پاك دامانم اگر دستم تهي ست

اين همان سرمايه وسود من است               بهره عمرمن وبود من است

  

   من با تاسف سعادت نداشتم تااز محضر پر فيض وانساني ايشان بهره اي برگيرم  اما  كارمندان  وياران زير دست ايشان از سجايا واز خصلت هاي انساني ايشان بسيار سخن گفته اند.

                                                                                     روحش شاد وراهش پر رهرو باد.

+ نوشته شده در  بیست و چهارم دی 1392ساعت 9:2 قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
گه گاهي مي رم تو عالم  بي خيالي دوران جوني ونوجوني.

عالمي پراز رويا و خيال

دنيايي  سبد سبد شادي ومهربوني

خنده تادلت بخاد ،ميتوني از درختاي زمين وآسمون بچيني.

غم! غصه!درد! هرچي كه به ظاهر بد باشه اصلاً وجود نداره.اگهم باشه با زور وقدرتت همش رو تاروما ميكني.

اسب خيالتو سوار ميشي توي آسمون ها سير مي كني.

پرواز كن ،بالا بالا بالاتر . از ابر از خورشيد از هرچه تو آسمون هست  ستاره وماه وكهكشون هم بالاتر .

باوركن وقتي اين نوشته هارو مي خوني شاد ميشي، گوله مي شي مي افتي توحوض نقاشي.

يهو مي تو عالم خوش وزيباي كودكيت. كي بودم.چي بودم.چي مي خواستم.حالا چي هستم.

خيلي دور شديم از دنياي زيباي خيال هامون ، روياهامون از نقشه هاي قشنگ،از كودكي هاي بي زرق وبرق

بي كلك بي دروغ.

گريه واشك فراون، خنده مثال بارون، دعواوقهر زدن به سروكله وصورت هر لحظه ميون دوستامون مثال برگ درختان  يه عالمه .

اما نه كينه بود نه دشمني نه حسادت هاي بي پايون.فكري نبود انديشه كردن كجابود.همين بود .

خلاصه همش شادي وخيال هاي فراون تودلهامون بود مهمون.

حالاكهبزرگو بالغ شديم. كمي يا خيلي عاقل شديم.فكر وانديشه فراون مي كنيم.كارهاي ما از روي عقل وخرد .

كتاب هاي فراون مي خونيم.آدماي عاقل تو زندگيمون دوروبرمون فراونن.خدارو ناظر مي بينيم. نماز و قرآن مي خونيم.عاقبت چيز هاي باطلو ديدم. قصه هاي فراون از عاقبت دشمني ها،حسد ها وكينه ها فريب ونيرنگ آدماي بدبد مي خونيم وبسيار دور برمون با چشماي پر كنجكاويمون مي بينيم.

چرا از اون دنياي قشنگ بچگيمون جدا شديم.

 به خدا دنياي كودكيمون خيلي خيلي بهتره وقشنگ تر  از دنياي بزرگتر ها.

همش جنگ همش كينه وحسد.دروغ نيرنگ .دزدي وجنايت .سنگدلي پر از قساوت.خنده وشادي كجايند لبخند زدن يادمون رفت. دروغ دروغ سبد سبد.زشتي ونيرنگ وحسد .خشم وعصبانيت.

مهربوني ومحبت ديگه جايي ندارن.درستي وصداقت مثال كيميا شدن.

خنده داره وقتي كه بچه بوديم  بي فكر وبي انديشه بوديم بهتر وبيشتر خوب بوديم شادبوديم صداقت وراست بوديم دشمن دروغ وناراست بوديم وخيلي چيزاي خوب داشتيم.

اما وقتي بزرگ شديم عاقل شديم با فكر وبا انديشه شديم خدا رو ناظر ديديم دعا وقرآن فراون مي خونيم .

دين هاي جور واجور داريم .فلسفه ومنطق مي خونيم.علوم دين فيزيك وتجربي ومهندسي وپزشكي ونجوم وخداشناسي هاي جورواجور .خلاصه هرچي بگي ما مي خونيم هي مي خونيم هي دفتر هاي سفيدرو پر مي كنيم به نام كتاب انديشه يمون چاپ مي كنيم .اختراعات بسياري داريم راحتي ورفاه فراون داريم.

چي نداريم اصلن؟!!! اگه گفتين ؟!!! پيش من صد افرين خوب دارين.

شادي كجاست؟ مهربوني؟ دوستي هاي بي غل وغش كجاست؟محبت و كه قدرش رو نمي دونيم.خدا ودين فراموش شده. صداقت وراستي افسانه شده فقط توي داستان ها مي شه خوند .

عالم خيال و روياهاي صاف وصادقمون كجاست؟

خلاصه عزيزانم وقتي كه بزرگ وبزرگتر ودانا  وتوانا و دانشمند نويسنده ومخترع وپزشك وروحاني وعالم دهري كه ميگن همه چيز دان شديم هر چي چيزاي خوب توعالم نادوني وبي عقلي وبي خيالمون بچگي همون وكودكيمون داشتيم از دست داديم.

وبه جايش بزرگ شديم ديگه داريم مي بينيم كه توي چه باغ ...بزرگي داريم با همديگه مثلن زندگي مي كنيم.

هرچي بگي بچه گي عالمي داره.شادباشي شاد زي اي همه آدماي به ظاهر بزرگ

َ




+ نوشته شده در  بیست و سوم دی 1392ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
حكايت كنند از جفا گستري         كه فرماندهي داشت بر كشوري

در ايام او روز مردم چوشام          شب از بيم او خواب مردم حرام

همه روز نيكان از او در بلا          به شب دست پاكان از او بردعا

گروهي برشيخ آن روزگار           زدست ستمگر گرستند زار

كه اي پير داناي فرخنده راي      بگو ي اين جوان را بترس از خداي

بگفتا دريغ آيدم نام دوست         كه هركس نه در خورد پيغام اوست

كسي را كه بيني زحق بركران    منه با وي ،اي خواجه ،حق در ميان

دريغ است با سفله گفت از علوم   كه ضايع شود تخم در شوره بوم

چو در وي نگيرد ،عدو داندت         برنجد به جان وبرنجاندت

تورا عادت ،اي پادشه،حق روي است     دل مرد حق گوي ازاين جا قوي است

نگين خصلتي دارد اي نيكبخت          كه در موم گيرد نه در سنگ سخت

عجب نيست گرظالم از من به جان    برنجد كه دزد ست ومن پاسبان

توهم پاسباني به انصاف وداد          كه حفظ خدا پاسبان تو باد

تورا نيست منت زروي قياس          خداوند را من وفضل وسپاس

كه در كار خيرت به خدمت بداشت    نه چون ديگرانت معطل گذاشت

همه كس به ميدان كوشش درند     ولي گوي بخشش نه هركس برند

توحاصل نكردي به كوشش بهشت     خدا در تو خوي بهشتي سرشت

دلت روشن ووقت مجموع باد               قدم ثابت وپايه مرفوع باد

حياتت خوش ورفتنت برصواب           عبادت قبول ودعا مستجاب


+ نوشته شده در  بیست و دوم دی 1392ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
 آمدیم تا انسان شویم.

 ماندگار وجاودان شویم

بهر چند روزی زندگی از کمی گریان  ونالان شویم؟

نه باید همچو الماس  در قعر زندگی درخشان وآفتاب تابان شویم.

 

+ نوشته شده در  هفدهم دی 1392ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
در حیرتم از مرام این مردم پست

                                            این طایفه زنده کش مرده پرست

 تاهست به ذلت بکشندش به جفا

                                           چون مرد به عزت ببرندش سر دست

+ نوشته شده در  هفتم مرداد 1392ساعت 5:51 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
" صاحب اندیشه ای که سراسر زندگی بریک نظر مانده وتغییر فکری برای او حاصل نشده باشد اگر نابغه نباشد غالب آن است که اهل تحقیق وتامل نیست."

    نقل از کتاب" مکتب در فرآیند تکامل ُ نظری برتطور مبانی فکری تشیع در سه قرن نخستین "

+ نوشته شده در  بیست و نهم تیر 1392ساعت 1:30 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
سنت جاهلان است که چون به صحبت از خصم فرو مانند سلسله دشمنی بجنبانند.

سعدی

+ نوشته شده در  بیست و نهم تیر 1392ساعت 1:26 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 

زپرتی:

واژة روسی Zeperti به معنی زندانی است و استفاده از آن یادگار زمان قزاق های روسی در ایران است. در آن دوران هرگاه سربازی به زندان می افتاد دیگران می گفتند یارو زپرتی شد و این واژه کم کم این معنی را به خود گرفت که کار و بار کسی خراب شده و اوضاعش به هم ریخته است.

هشلهف:

مردم برای بیان این نظر که واگفت (تلفظ) برخی از واژه ها یا عبارات از یک زبان بیگانه تا چه اندازه می تواند نازیبا و نچسب باشد، جملة انگلیسیI shall have به معنی من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خوانده اند تا بگویند ببینید واگویی این عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون دیگر این واژه مسخره آمیز را برای هر واژه عبارت نچسب و نامفهوم دیگر نیز (چه فارسی و چه بیگانه) به کار می برند.

چُسان فسان:

از واژة روسی Cossani Fossani به معنی آرایش شده و شیک پوشیده گرفته شده است.

شر و ور:

از واژة فرانسوی Charivari به معنی همهمه، هیاهو و سرو صدا گرفته شده است.

اسكناس:

از واژة روسی Assignatsia که خود از واژة فرانسوی Assignat به معنی برگة دارای ضمانت گرفته شده است.

فکسنی:

از واژة روسی Fkussni به معنای بامزه گرفته شده است و به کنایه و واژگونه به معنای بیخود و مزخرف به کار برده شده است.

نخاله:

یادگار سربازخانه های قزاق های روسی در ایران است که به زبان روسی به آدم بی ادب و گستاخ می گفتند Nakhal و مردم از آن برای اشاره به چیز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده اند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ازدواج در فرهنگ ها ی مختلف

ازدواج در فرهنگ ها ی مختلف ستوده شده است و اندیشمندان زیادی درباره آن نکات گوهرباری ذکر کرده اند. این 60 نکته جالب و مهم درباره ازدواج را حتما بخوانید.

١-هنگام ازدواج بیشتر با گوش ها یت مشورت کن تا با چشم ها یت. ( ضرب المثل آلمانی)

٢ - مردی که به خاطر " پول " زن می گیرد، به نوکری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی)

3- لیاقت داماد، به قدرت بازوی اوست. ( ضرب المثل چینی)

4- زنی سعادتمند است که مطیع " شوهر" باشد. ( ضرب المثل یونانی)

٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی)

٦- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی)

٧- زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبه ی خرابه هم زندگی می کنند. ( ضرب المثل آلمانی)

٨ - داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت. ( ضرب المثل لهستانی)

٩- دختر عاقل، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)

١٠ -داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای. ( ضرب المثل فرانسوی)

١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با یکی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی)

١٢- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه کن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق کن. ( ضرب المثل آذربایجانی)

١٣- برا ی یافتن زن می ارزد که یک کفش بیشتر پاره کنی. ( ضرب المثل چینی)

١٤- تاک را از خاک خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب کن. ( ضرب المثل چینی)

١٥- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شکمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)

١٦- اگر زنی خواست که تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج کن اما پولت را از او دور نگه دار. ( ضرب المثل ترکی)

١٧- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)

١٨- ازدواج مثل یک هندوانه است که گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی)

١٩- ازدواج، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است. ( ضرب المثل فرانسوی)

٢٠- ازدواج کردن وازدواج نکردن هر دو موجب پشیمانی است. ( سقراط)

٢١- ازدواج مثل اجرای یک نقشه جنگی است که اگر در آن فقط یک اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممکن خواهد بود. ( بورنز)

٢٢- ازدواجی که به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند)

٢٣- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است. ( ناپلئون)

٢٤- اگر کسی در انتخاب همسرش دقت نکند، دو نفر را بدبخت کرده است. ( محمد حجازی)

٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب کنیم. ( خانم پرل باک)

٢٦- با زنی ازدواج کنید که اگر " مرد " بود، بهترین دوست شما می شد. ( بردون)

٢٧- با همسر خود مثل یک کتاب رفتار کنید و فصل ها ی خسته کننده او را اصلاً نخوانید. ( سونی اسمارت)

٢٨- برای یک زندگی سعادتمندانه، مرد باید " کر " باشد و زن " لال ". ( سروانتس)

٢٩- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ " شجاعت " می خواهد. ( کریستین)

٣٠- تا یک سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتی ها ی یکدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز)

٣١- پیش از ازدواج چشم ها یتان را باز کنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانکلین)

٣٢- خانه بدون زن، گورستان است. ( بالزاک)

٣٣- تنها علاج عشق، ازدواج است. ( آرت بوخوالد)

٣٤- ازدواج پیوندی است که از درختی به درخت دیگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو " زنده " می شوند و اگر " بد " شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی)

٣5- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن)

٣٦- شوهر " مغز" خانه است و زن " قلب " آن. ( سیریوس)

٣٧- عشق، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. ( بالزاک)

٣٨- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم. ( لرد لوچستر)

٣٩- مردانی که می کوشند زن ها را درک کنند، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج کنند. ( بن بیکر)

٤٠- با ازدواج، مرد روی گذشته اش خط می کشد و زن روی آینده اش. ( سینکالویس)

٤١- خوشحالی ها ی واقعی بعد از ازدواج به دست می آید. ( پاستور)

٤٢- ازدواج کنید، به هر وسیله ای که می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یک همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)

٤٣- قبل از رفتن به جنگ یکی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا کن. ( یکی از دانشمندان لهستانی)

٤٤- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( کارول بیکر)

٤٥- من تنها با مردی ازدواج می کنم که عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم. ( آگاتا کریستی)

٤٦- هر چه متأهلان بیشتر شوند، جنایت ها کمتر خواهد شد. ( ولتر)

٤٧- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند. ( جانسون)

٤٨- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج کند که زندگی خوبی نداشته باشد، اما نمی تواند مردی را که شنونده خوبی نیست، تحمل کند. ( کینهابارد)

٤٩- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود که آنها بر سر مسائل کوچک با هم مشکل پیدا می کنند. ( شاو)

٥٠- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه کنی، مهمان ها یت را یک شب خوشحال می کنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی)

٥١ – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی کند. ( ضرب المثل اسکاتلندی)

٥٢ – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی کن. ( ضرب المثل آلمانی)

٥٣ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر)

٥٤ – دوام ازدواج یک قسمت روی محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا. ( ضرب المثل اسکاتلندی)

٥٥ – ازدواج پدیده ای است برای تکامل مرد. ( مثل سانسکریت)

٥٦ – زناشویی غصه ها ی خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می کند. (ضرب المثل آلمانی)

٥٧ – ازدواج قرارداد دو نفره ای است که در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارک تواین)

٥٨ – ازدواج مجموعه ای ازمزه ها ست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی. (ولتر)

٥٩ – تا ازدواج نکرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر کنی. ( شارل بودلر)

60- وقتی زن خوب در خانه باشد، خوشی از در و دیوار می ریزد. (ضرب المثل هلندی)

 

مرد و زن حين انتخاب همديگر به تناسب‌هاي بدني يكديگر توجه مي‌كنند. اكثر ما انسان‌ها تناسب بدني كاملي نداريم. يك نفر چشمان درشتي دارد، ديگري انگشتان بلند و...

از نظر روانپزشکان 5 عامل در انتخاب همسر آینده شما دخیل است . به این 5 عامل توجه کنید:

1. ژن CHM

مطالعه های اخیر لكوس و دكونیگ سوئیسی نشان داده ما از نظر ژنتیكی قادر به تشخیص بو هستیم. وقتی فردی به شما می گوید بوی خوبی می دهید در واقع بدنش در حال تجزیه و تحلیل ژن های CHM شماست. این گروه از ژن ها، مسوول تدارك سیستم ایمنی هم هستند و وقتی قرار است عضوی اهدا شود، پزشكان توجه می كنند كه ژن های ‍CHM گیرنده و دهنده یكی باشد تا عضو پیوندی پس زده نشود.

معمولا اعضای یك خانواده ژن های CHM مشابهی دارند اما در خارج از خانواده موارد مشابه به سختی پیدا می شود. نكته بسیار جالب اینكه افرادی كه ژن های CHM آنها كاملا متضاد است جذب هم می شوند. برای اثبات این قضیه لكوس و دكونیگ تی شرت های چند مرد را به چند زن دادند تا بو كنند و لباسی را كه به نظرشان بوی جذاب تری دارد انتخاب كنند. نتایج بررسی ها نشان داد زنان لباس هایی را انتخاب می كنند كه متعلق به مردانی است كه ژن CHM آنها هیچ شباهتی به ژن های CHM آنها ندارد.

2. تناسب

مرد و زن حین انتخاب همدیگر به تناسب های بدنی یكدیگر توجه می كنند. اكثر ما انسان ها تناسب بدنی كاملی نداریم. یك نفر چشمان درشتی دارد، دیگری انگشتان بلند و دیگری پاهای كشیده اما این عدم تناسب گاهی به چشم جنس مخالف زیبا به نظر می رسد. رندی تورنهیل، روان پزشك آمریكایی به این نتیجه رسیده كه زنان هر چند به مردان غیرمتناسب علاقه داشته باشند به ویژه در دوره تخمك گذاری مردانی را جذاب می دانند كه بدنی كاملا متناسب دارند. دلیل آن هم تمایلی ناخودآگاه به داشتن فرزندانی متناسب است. مردان نیز زنانی كه اندامی متناسب دارند و اندازه دور كمر آنها كمتر از دور باسن شان است را جذاب تر و بارورتر می دانند.

3. هورمون ها

تستوسترون هورمونی مردانه است كه باعث به وجود آمدن خوی خشن ماست. براساس تحقیقات هر چه میزان این هورمون بالاتر می رود میزان خوشبختی در میان زوجین كاهش می یابد.

آمار نشان می دهد میزان خیانت، خشونت های خانگی و طلاق در میان زوجینی كه هورمون تستوسترون در جنس مرد بالاتر است، بیشتر دیده می شود. به همین دلیل زنان ناخودآگاه بیشتر به مردانی جذب می شوند كه صورتی نسبتا زنانه دارند.

4. شباهت

شباهت، دلیل دیگر جذب شدن برخی زوجین به هم است. بیشتر مردان به سمت زنانی جذب می شوند كه نشان یا ردپایی از مادرشان داشته باشند. مدل مو، رنگ چشم، نوع حرف زدن، شكلی از رفتار... هر چیزی كه در ذهن یك مرد تداعی گر مادرش باشد، ممكن است باعث جذب او به یك زن شود.

 

5. مهربانی

جذاب بودن، تنها به دلیل داشتن یك ویژگی فیزیكی نیست. خلاق بودن ، مهربان و باهوش بودن از جمله ویژگی هایی است كه باعث جذب افراد به هم می شود. دیوید باس، روان شناس آمریكایی 10 سال پیش تحقیقی انجام داد و در آن از 10 هزار زن و مرد با 37 فرهنگ مختلف درخواست كرد معیارهای انتخاب همسر خود را بیان كنند.

تمامی این افراد درصدر فهرست خود مهربانی و بعد از آن ذكاوت را قرار داده بودند. به نظر می رسد برای بزرگ كردن فرزندان و زندگی كردن در این دنیای ستمكار، زیبایی روح مهم تر از زیبایی جسم است.

بچه‌ها! اين خبر و شنيدين: زنان متاهل از زنان مجرد چاق‌ترند. خب، معلوم است؛ آنها انگيزه‌اي براي تناسب اندام ندارند. زن و مرد هم ندارد....

«بچه ها! این خبر و شنیدین: زنان متاهل از زنان مجرد چاق ترند. خب، معلوم است؛ آنها انگیزه ای برای تناسب اندام ندارند. زن و مرد هم ندارد....

مردان هم همین طوری اند‍...» اینها بخشی از صحبت های یکی از همکاران سرویس اجتماعی خود مان بود که باعث شد بین همکاران خانم و آقا و متاهل و مجرد، بحث داغی شروع شود. بعضی ها می گفتند این چاق شدن به دلیل تغییرات هورمونی است و گریزی از آن نیست: همه بعد از ازدواج، استخوان می ترکانند و چاق تر می شوند. بعضی هم می گفتند از آنجا که چاق یا لاغر بودن تاثیری در زندگی مشترک ندارد، انگیزه ای برای حفظ تناسب اندام وجود ندارد. وقتی به صحبت های همکاران ام گوش می دادم، این فکر به ذهن ام رسید که خب، قطعا چاق تر شدن به یک اضافه وزن ساده ختم نمی شود. وقتی کسی چاق می شود به دلیل اضافه وزن اش نمی تواند لباس های قبلی ای که برایش متناسب بوده و موجب شیک شدن اش می شده، بپوشد و بنابراین مجبور می شود لباس هایی را بپوشد که کاملا اندازه اش می شوند؛ نه اینکه لزوما شیک باشند. حالا نازیبا شدن ظاهر او، آیا باعث دریافت بازخوردهای منفی از همسر و دوستان اش نخواهد شد؟ اگر چنین است؛ پس چرا او نباید برای تناسب اندام خودش تلاش کند؟ مگر آدم برای زیبا شدن و تناسب اندام خودش انگیزه و دلیل می خواهد؟

اتفاقا چند روز پیش، ایمیلی به دستم رسید که در آن، خانم جوانی نوشته بود: «همسرش اصلا به سر و وضع خودش نمی رسد و من نمی دانم چطور باید این مساله را به او یادآوری کنم...» با ما همراه شوید تا ببینیم آخر داستان این خانم های متاهلی که دیگر به تناسب اندام و سلامت خود توجهی نمی کنند، به کجا می رسد. ابتدا از دکتر شیرین نیرومنش، متخصص زنان و زایمان، پرسیدیم که آیا دلیل علمی و قاطعی برای این امر وجود دارد یا نه؟ و پس از آن، از دکتر بدری سادات بهرامی، روان شناس، مشاوره هایی در همین زمینه گرفته ایم. با ما همراه شوید.

در مطب مشاورمتاسفانه این اشتباه (رسیدگی نکردن به سر و وضع و سلامت و تناسب اندام بعد از ازدواج) بیشتر علامت یک مطلب روان شناختی است تا یک مطلب اجتماعی؛ و آن علامت این است که: «من خودم را دوست ندارم!» و متاسفانه علامت خیلی بدی هم هست. دلیل اینکه قبل از ازدواج کمتر این علامت نمایان می شود آن است که چون ما خودمان را دوست نداریم، برای اینکه دوست داشته شویم (توسط شخص دیگری) به سر و وضع خودمان می رسیم، از پوست مان، موهای مان و تناسب اندام مان مراقبت می کنیم. بعد از اینکه آن شخص ما را دوست داشت و ازدواج صورت گرفت و در قالب همسر در کنار ما قرار گرفت، خودمان را رها می کنیم و باور غلطی که در ذهن داریم نیز کمک می کند که بگوییم او همسر من است و به هر حال با او خواهم بود؛ چه زیبا و خوش اندام باشم و چه نقطه متضاد آن، دیگر او مرا به همسری برگزیده است و حالا دیگر چه فرقی می کند که لاغرم یا چاق، صورت ام جوش دارد یا نه، سر و وضع ام مرتب است یا نامرتب؟!

در دنیای روان شناسی، ما می گوییم که اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد هرگز نمی تواند به معنای واقعی، دیگری را دوست داشته باشد. این شخص چون قبل از ازدواج هم خودش را دوست نداشته، طبیعی است که بعد از ازدواج هم علاقه ای به خودش نداشته باشد؛ به ویژه اینکه چون خاطرش جمع است که کسی او را دوست داشته و همواره در کنارش می ماند، حتی حالا هم حاضر نیست لااقل برای خاطر او به ظاهر خود و سلامت اش بها بدهد. در پشت این قضیه به صورت پنهانی باید بدانیم که او به معنای واقعی همسرش را هم دوست ندارد و برای همین حاضر نیست حتی برای خوشایند او این کارها را انجام دهد.

البته باید تاکید کنم درصد کمی از خانم ها هستند که پس از تاهل کاملا دست از خود می کشند و به ظاهرشان و اضافه وزن شان و سلامت شان اهمیت نمی دهند. شاید بخشی از این اتفاق به این دلیل می افتد که در فرهنگ ما «خودت را دوست داشته باش» و «برای خودت ارزش قایل شو» چندان جدی گرفته نمی شود. در فرهنگ ما متاسفانه به چنین افرادی که خودشان را دوست دارند و احترام خاصی برای خود قایل اند برچسب خودخواهی می زنیم. به همین دلیل اگر خانم یا آقایی خیلی به سر و وضع ظاهری یا وضعیت سلامت اش بها دهد و رسیدگی کند، به او برچسب های دیگری هم می زنند: «فلانی زن زندگی نیست، دایم دنبال ست کردن لباس ها و پوشیدن دست کش و کلاه است که مبادا آفتاب، پوست اش را خراب کند!»، «فلانی مرد زندگی نیست، دایم دنبال ورزش کردن و تیپ زدن است. مرد که نباید جلوی آینه بایستد و ببیند صورت اش جوش دارد یا نه...» این جمله ها و هزاران کنایه این چنینی بخشی از آن برچسب هاست.یعنی واقعا نمی شود آقایی علاوه بر کار و انجام وظایف همسری، ورزش روزانه هم داشته باشد؟ کفش کتانی و لباس ورزشی ست بپوشد؟ به سلامت دندان هایش بها بدهد؟ عطر و ادکلن مارک دار و مدروز استفاده کند؟! آیا باید او را تشویق کرد که به خود و در واقع همسرش بها می دهد و یا چنین نسبت های ناروایی به او داد؟ شاید وقتی به یک فروشگاه می روید یا به مطب دکتر و یا حتی وقتی ارباب رجوعی به اداره و محل کارتان می آید با کسانی مواجهه شده باشید که بسیار مرتب هستند؛ در نگاه اول چه می گویید؟ بله. شما با رضایت کامل از آن فروشنده خرید می کنید و با علاقه فراوان در کنار آن دکتر می نشینید و صحبت می کنید و با احساس خوبی جواب آن ارباب رجوع را می دهید. نقطه مقابل اش را تصور کنید: آن ارباب رجوع بوی نامطبوعی می دهد، دهان اش را که باز می کند انگار سال هاست مسواک نزده و ... حالا حس شما در مواجهه با او چیست؟

در همه این مثال ها قطعا اولین نکته ای که به ذهن شما می رسد این است که آن آقا یا خانم دکتر، فروشنده و یا ارباب رجوع در وهله اول برای خودش اهمیت قایل نیست و در قدم بعدی ارزشی برای شما قایل نبوده است. توجه کنید این نمونه ها برای محیط خارج از خانه است و مدت آن کوتاه بوده و شاید خیلی شما را آزار ندهد که امروز چنین ارباب رجوعی داشتید یا به مطب پزشکی رفتید که پرستیژ لازم و درخور او و البته شما را نداشت. آیا تحمل چنین افراد خاصی با آن ظاهر نازیبا در زیر یک سقف و در مقام همسری آسان است؟ آقای مراجعی داشتم که می گفت: «همسرم دوست ام ندارد و تا حالا نشده یک بار به استقبال ام بیاید و پاکت میوه را از دست ام بگیرد، چه برسد به احوال پرسی و معاشرت گرم. او از موقع ازدواج کلی تغییر کرده است.» همسر ایشان را خواستم و این گله را با او مطرح کردم. می دانید پاسخ چه بود؟ «خانم دکتر! اوایل آشنایی و ازدواج هر وقت به خانه می آمد، دوش می گرفت، محاسنش مرتب بود و بوی خوش می داد (چون شغل اش تعویض روغنی است) اما حالا می گوید خسته ام و فقط صبح ها که می خواهد سر کار برود دوش می گیرد و لباس تمیز می پوشد. دلیل تغییر رفتار من فقط همین است. من اتفاقا فکر می کنم که او مرا دوست ندارد و ارزشی برایم قایل نیست وگرنه مانند اوایل خودش را مرتب و تمیز و خوش بو نگه می داشت تا رغبت کنم به او نزدیک شوم...»

نمونه دیگر، خانمی از مراجعان من بود و می گفت شوهرم مدام می گوید می خواهم زن دیگری بگیرم و تو را طلاق بدهم. ظاهر آن خانم معقول بود و آنچه به چشم می آمد اضافه وزن اش بود. همسرش هم اتفاقا می گفت: «مخصوصا لباس های راسته و تنگ که مخصوص اندام متناسب و بدون اضافه وزن است را برای همسرم می خرم تا غیرمستقیم متوجه شود از اوایل عروسی به بعد چاق شده و من دلم می خواهد او خودش را لاغر کند، اما او اهمیتی نمی دهد. من با این رفتارم خواسته ام را می گویم اما اجابت نکردن او یعنی اینکه اهمیتی به انتظارات ام نمی دهد. برای همین است که می گویم تو دیگر متناسب من نیستی و به شوخی می گویم که می خواهم یک زن خوش تیپ و ورزشکار بگیرم...» البته چنین صحبت هایی حتی به شوخی نیز صحیح نیست و کدورت آور است اما آیا واقعا نباید آن خانم به این خواسته منطقی همسرش پاسخ دهد؟ آن خانم می گفت: «فکر نمی کردم این موضوع خیلی از نظر شوهرم مهم باشد! من همان آدم قبلی ام که دوست ام داشت. چه ربطی به لاغری و چاقی دارد؟!»

لذت بردن همسران از ظاهر و اندام یکدیگر بسیار مهم است و در کنار لذتی که همسران باید از اخلاق و منش یکدیگر ببرند، این فاکتور اهمیت حیاتی دارد زیرا تامین این نیاز است که به داشتن روابط صمیمانه تر و صد البته روابط جنسی بهتر منجر می شود. دیگر کمتر کسی وجود دارد که نقش پررنگ و تغذیه کننده روابط جنسی را در تحکیم روابط زناشویی کتمان کند. کسانی که از رابطه جنسی با یکدیگر لذت می برند به خوبی می توانند در حل دیگر مسایل و مشکلات زندگی، تنها با بهره گیری از نظرات مشاور، موفق عمل کنند. به این خانم و همه آنها که مانند او می اندیشند باید گفت کافی است به بررسی علل عدم رضایت جنسی همسران بپردازید،حتما و حتما ردپایی از این قبیل مشکلات را خواهید دید. خالق زیبایی ها، خداوند، ما انسان ها را طوری خلق کرده است که درست مانند خودش عاشق زیبایی هستیم و جذب آن می شویم. هیچ کس نیست که بین یک مرد شیک پوش با اندامی متناسب و مردی با شکم برآمده، موهای نامرتب و محاسن اصلاح نشده، اولی را ترجیح ندهد. کافی است کمی دقت کنید و ببینید اگر این دو آقا، فروشنده یک غرفه و همکار هم باشند خانم ها و آقایانی که خریدارند به سراغ کدام یک می روند و درخواست خود را مطرح می کنند. می دانید چرا؟ شما قطعا در نگاه اول با خود می گویید این فروشنده که حال و حوصله خودش را نداشته و برای خودش وقت نگذاشته، چه طور حاضر است برای من وقت صرف کند و در مورد اجناسی که می خواهم بخرم توضیح بدهد و اطلاعات خوبی در اختیارم بگذارد؟ به سراغ فروشنده دیگر بروم چون او برای من و امثال من اهمیت قایل شده و به احترام ما با ظاهری آراسته سر کار ظاهر شده است و به ما که بیننده او هستیم، احترام گذاشته. شما هیچ احساسی به آن فرد ندارید و به عنوان رهگذر چنین می اندیشید. حالا به من بگویید چه طور امکان دارد در مورد کسی که عاشقانه دوست اش داشته اید و او نیز چنین حسی به شما دارد و هم اکنون همسر شماست، بی تفاوت باشید و یا انتظار داشته باشید او چنین نکات ظاهری را نادیده بگیرد؟ تاکید می کنم برای حفظ روابط زناشویی خود و تحکیم پایه های عشق و محبت زندگی تان حتما و حتما به نیازهای یکدیگر اهمیت بدهید. شما نیاز دارید در کنار کسی زندگی کنید که برای تان ارزش قایل است و هر روز و هر لحظه چیزهای زیبا را به شما هدیه می دهد. این چیزهای زیبا می توانند شامل کلام زیبا، لبخندی زیبا و... باشند. قطعا دیدن لبخندی زیباتر است که دندان های سفید و تمیز نمایان شود و بر چهره ای باشد که نشانه های تمیزی بر آن آشکار باشد. این من و شما هستیم که باید کمک کنیم افکار اشتباهی که در فرهنگ عامه مردم جا خوش کرده اند اصلاح شوند. پس نباید کاری کنیم که مردم به یک خانم نامرتب با پوستی پژمرده و موهایی ژولیده و دست هایی که زیبایی شان را از دست داده اند و لباس هایی که بوی نامطبوع غذای مطبخ را می دهد، عنوان زن زندگی بدهند. باید تلاش کنیم این فرهنگ جا بیفتد که دوست داشتن خود بسیار باارزش است و اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد، نمی تواند به واقع همسرش یا بچه های خود را دوست بدارد. دوست داشتن امری مستمر و جاری است و نیازمند رسیدگی همیشگی است. اگر می خواهیم این دوست داشتن و علاقه واقعی بین ما و همسرمان تا همیشه وجود داشته باشد باید به آن بپردازیم.

خلاصه اینکه• بوی بد بدن و دهان و سر و وضع ژولیده انزجارآور است و هیچ فرقی نمی کند چه کسی واجد آن باشد. حتی وقتی بچه شما بوی بدی بدهد و کثیف باشد، بلافاصله او را می شویید و لباس هایش را عوض می کنید و بعدش او را در آغوش می فشارید و می بوسید؛ چه برسد به آدمی بالغ که همسر شماست. آیا رفتار مناسبی در مواجهه با او دارید؟ قطعا زده می شوید و به عقب می روید. این ذات ماست که جذب زیبایی می شود چون این گونه خلق شده ا یم. گاهی بسیار صریح به یک خانم یا آقای مراجع می گویم: «این چه وضعی است؟ چرا این همه اضافه وزن دارید؟» و آنها بر مبنای تفکر رایج می گویند: «خب، چه اشکالی دارد؟ مگر عشق و علاقه به این چیزهاست؟»

بله، همه چیزهای زیبا ما را جذب می کنند و چیزهای زشت و منفور ما را دفع می کنند. دفع شدن در اینجا مساوی است با کم رنگ شدن روابط عاطفی همسران و دور شدن آنها از یکدیگر.

• خواه ناخواه همسر شما در یک نگاه ساده در جمعی خانوادگی و یا مهمانی دوستانه مقایسه می کند که: «همسر فلانی با اینکه زایمان کرده چه قدر خوش اندام است... شوهر دوست ام با اینکه بسیار مسن تر از همسر من است، چه قدر اندام متناسبی دارد ... فلانی چه قدر زیبا لباس هایش را سِت کرده...» پس گمان نکنید که همسرتان متوجه این چیزها نخواهد شد یا برای اش مهم نیست.

• شما خانم محترم که خودتان را به دلایل روانی دوست ندارید، گاهی این طور حرکت کرده و در زندگی مشترک، خود را رها می کنید و تبدیل می شوید به یک زن مطبخ، نه زنی که مورد علاقه و احترام همسرش بوده یا شما آقای محترم تبدیل می شوید به ماشین پول سازی که انگار یادتان رفته چه طور بوی لوسیون بعد از اصلاح شما یا عطر مخصوص تان وقتی عبور می کردید فضا را پر می کرد یا به قول خودتان خط اتوی شلوار شما می توانست هندوانه ای را از وسط قاچ کند و برای همین است که همسر شما مدام مقایسه تان می کند یا بهانه های مختلف می گیرد. بیایید به جای اینکه خودتان را پشت این افکار غلط پنهان کنید و به خودتان برچسب «زن زندگی» و «مرد زندگی» بزنید، به درمان مشکل جدی تان (اینکه خودتان را دوست ندارید) بپردازید. به جای اینکه افراد مرتب و متناسب را خودخواه و یا افراد دارای برچسب بد بنامید و خود را با عناوین دلخوش کننده سرگرم کنید، دنبال راه حل باشید. دست از این صحبت ها بردارید که «خب، معلومه دوتا زایمان کردم بایدم چاق باشم»، «مرد یعنی همین دیگه، این قرتی بازی ها که مردانه نیست، ضدآفتاب و مرطوب کننده دیگه چیه؟!» ما بخواهیم یا نخواهیم جذب زیبایی ها می شویم. داشتن 4، 5 تا بچه، اتومبیل گران قیمت و... نیست که همسر شما را جذب می کند، بلکه زیبایی و مرتب بودن شماست که او را همواره جذب شما می کند. با مدیریت زمان و انرژی علاوه بر بچه ها، به سرو وضع خودتان هم برسید.

يكي از دشوارترين و جالب‌ترين شعبه‌هاي نگارگري، نقاشي پشت شيشه است كه از زمان زنديه و اوايل قاجاريه رونق پيدا كرد و مخصوصاً براي تزيين برخي از...

هنگامی که شاه عباس اول در ۹۹۶ه. به حکومت رسید، مینیاتور ایران که پیشینه تابناکی را از عهد تیموری و اوایل صفوی پشت سر داشت، در اوج ترقی سیر می کرد و نگارگران شیرین کار و توانا در تنوع بخشیدن به کارهای خود و ابداع شیوه های تازه و تکامل بخش، همچنان راه جویی و رهیابی می کردند. این تکاپو، از «مکتب هرات» که از مهمترین و اصیل ترین مکتب های مینیاتور ایران است، آغاز شد و در تبریز در زمان شاه اسماعیل صفوی (۹۰۵ـ۹۳۰ه) رنگ و سنگی دیگر یافت و شیوه جالبی به همت امثال سلطان محمد، قاسم علی چهر ه گشا، مظفرعلی و دیگران به وجود آمد که «مکتب تبریز» نامیده شد. سپس در دوران پادشاهی شاه تهماسب (۹۳۰ـ۹۸۴ه) با جابه جایی پایتخت از تبریز به قزوین و تصرفات زیبنده ای که در مکتب سابق به عمل آمد، «مکتب قزوین» به ظهور رسید که دارای بسیاری از سحرآفرینی های شیوه «هرات» و «تبریز» بود و افزون بر این، از ظرافت های دیگر مانند جوان نمایی و خوشگل سازی چهره های اشخاص و ریزه کاری در منظره های عمارات سلطنتی بهره ها داشت.

پس از آنکه بنابر تصمیم شاه عباس، پایتخت ایران از قزوین به اصفهان منتقل شد، عده ای از نگارگران دربار صفوی نیز به اصفهان کوچیدند و در این شهر هنرخیز به پدید آوردن نگاره های ارزنده خود در مینیاتور همت گماشتند؛ سلیقه های تازه ای که با پاسداری از اصالت فن، این نقاشان توانمند مانند رضا عباسی، حبیب الله مشهدی، فضل الدین حسینی، صادقی بیک، معین مصوّر و محمد یوسف در آفریدن آثار بدیع از خود به ظهور رساندند و تغییراتی که در صحنه پردازی و رنگ آمیزی و چهره نگاری و توجه به پدید آوردن نقاشی های تک صورته و چند صورته به وجود آوردند، سبک تازه ای را به معرض نمایش آورد که با مکتب های پیش از آن تفاوت داشت و به نام «مکتب اصفهان» شهرت یافت.

مکتب نوزاد یاد شده که تا میانه های دوران شاه صفی گام به گام مراحل پیشرفت را می پیمود و استادان چربدستی چون شفیع عباسی، محمد یوسف، صادقی بیک و معین مصّور آن را کمال و رونق بخشیدند، تا آنجا پیش رفت که اگر از پاره ای جهات و از آن جمله رنگ آمیزی به پایه مکتب هرات و تبریز نرسید، ولی در صورت سازیهای مجالس و چهره های تک نفره بر مکتب های پیش برتری یافت. از ویژگیهای این سبک در چهره نگاری، نزدیک شدن آن به شبیه سازی است که در مجلس آرایی توجه برانگیز و خوشایند است. در این مکتب، مینیاتور ایران از تاثیر چینی سازی تا حد قابل توجهی دامن فراچید و چهره ها و مناظر به واقعیت نزدیک تر شد و رنگها به ملایمت و ماتی گرایید.

از جمله نامبرداران این زمان رضای عباسی است که در عین تازگی کار، اصالت سبک را رعایت می کرد و افزون بر مجلس پردازی، در تک صورت سازی، یگانه عصر بود و شیوه شیخ محمد سبزواری و نگارگر معاصر شاه تهماسب را به سر حد کمال رسانید.

مکتب اصفهان پس از طی دوره بالندگی و رشد، هرچه به عصر پایانی صفوی نزدیک تر می شد، به انحطاط می پیوست و این فروافتادگی نه تنها در این مکتب، بلکه در مکاتب دیگر نیز مشهود بود و به طور کلی مینیاتور ایران در نقطه اوج خود گرایشی به سقوط پیدا کرد.

چون پس از طی بیش از دویست سال که از آغاز ترقی مینیاتور می گذشت و شاهکارهای ارزشمندی در نقاشی ایران به دست استادان بزرگی مانند جنید، بهزاد، میرک، شیخ زاده، محمدی، سلطان محمد، میرسیدعلی و میرزاعلی و دیگران به عرصه شهود آمده بود، به علت رکود و انحطاط عارض برای این هنر، ظهور یک تحول در سبک نقاشی انتظار می رفت و پدید آمدن شیوه تازه ای که در عین تفاوت با مینیاتور، مورد پسند هنرشناسان قرار گیرد زمینه پیدا کرده بود، از این رو تنی چند از استادان چیره دست، پس از آشنایی با روش پی گیری شده نقاشان هند در اقتباس پاره ای از ویژگیهای نقاشی فرنگستان و مأنوس شدن با این سبک از روی باسمه های فرنگی، بر آن شدند که در نقاشی ایران به گونه ای منطقی تغییراتی بدهند و اسلوب تازه ای پدید آورند.

یکی از سردستگان نامور و موفّق این عده، محمد زمان بود که وقتی به حکم شاه عباس دوم برای فراگرفتن فنون نقاشی با چند تن دیگر به اروپا اعزام گردید، سخت مجذوب سبک فرنگی شد و شیوه نقاشان ایتالیا را آماج فراگیریهای خود ساخت و با استعداد فزون مایه ای که داشت، در این مکتب پیشرفتهایی حاصل کرد و در تقلید استادان طراز نخستین، نمونه هایی خوب به نظر رسانید؛ وی پس از دو یا سه سال توقف در رم، تصمیم به بازگشت به ایران گرفت و چون متهم به تغییر مذهب شده بود، اندک زمانی بعد از ورود به وطن، به سوی هندوستان رخت سفر بست و در آنجا از طرف شاه جهان با مقررّی و منصب داری به کشمیر فرستاده شد. این نقاش در هند، «سبک هند و ایران» را که از شاخه های مینیاتور ایرانی است، مورد تتبع قرار داد و از آمیختن سبک هندی با ایرانی و ایتالیایی مکتبی به نام «اندپرسان ایتالین» به وجود آورد. محمد زمان در این مکتب که التقاطی از چند شیوه بود، به تدریج جنبه ایرانی را بر دو جنبه دیگر چربانید و برتری داد و سبک معروف به «ایرانی سازی» را ابداع کرد. از ویژگیهای این سبک، اقتباس (دور و نزدیک نمایی) یا پرسپکتیو و رعایت قواعد مربوط به آن بود. افزون بر این، از ویژگیهای محلی ایران و چاشنی ظرافت و جاذبه مینیاتور ایرانی و لطافت پردازکاری و درخشندگی رنگها بهره کافی داشت و می توانست در برابر مینیاتور مطلق و تمام عیار که سبکی جدا از آن بود، خود را خوب و دلپذیر و گران مقدار نشان دهد؛ غیر از محمد زمان، استادان دیگری هم در بنیان گذاری و پیشبرد این مکتب نوبنیاد کوشیدند که از آن شمار می توان علیقلی جبّادار، استاد محمد، عباسی، ابدال بیک، محمدقاسم، محمدعلی بن محمد زمان و محمد حسن رضوی را نام برد.

این شیوه تازه، پایه های پیشرفت را پیمود تا در دوران نادرشاه و اوایل عهد زندیه به اوج بلند پایه گی خود رسید و استادان بزرگی چون محمدعلی بیک و علی اشرف موفق به عرضه آثاری فاخر و دل انگیز شدند که از حیث صحنه آرایی و رنگ آمیزی و انطباق با قواعد فن و تابناکی الوان در حد اعلای هنری بود؛ ولی غمگنامه باید گفت که قطعات بازمانده از آن زمان به استثنای گل و بوته سازی علی اشرف، نادر و کمیاب است. این سبک در دوران زندیه، با اندک تصرفی به وسیله استادان نام پروری چون آقا صادق، میرزابابا، محمدباقر، آقازمان و ابوالحسن غفاری مستوفی به دوران قاجار وارد گردید و از جهت اسلوب، مبنا و شالوده نقاشیهای آن دوره قرار گرفت.

در عهد قاجار، اساس کار نقاشی مبتنی بر سبک نامبرده بود؛ ولی تنوع بسیاری در نشان دادن شاخه های گوناگون این شیوه و ابتکارهایی در زمینه های مختلف پدید آمد که از ویژگیهای آن روزگار بود و پیش از آن سابقه نداشت.

به طور کلی نقاشی در دوران قاجاریه به جهت گسترش در شعبه های جوراجور و تأثیر پذیری تام و تمامش از مکتب های فرنگی، ترقی کرد و آثار گوناگونی در سطوح مختلف و در فنون رنگارنگ به وجود آمد که درخورِستایش و داستان گوی ویژگیهای خود بود. متاسفانه باید خستو بود و معترف که این آثار ارزشمند چنان که باید، از طرف محققان هنر نقاشی و هنرشناسان مورد پژوهش و بررسی قرار نگرفته و شناخته نشده است تا آنجا که از روی ناآگاهی، برخی پنداشته اند که نگارگری این عصر از اهمیت چندان برخوردار نیست! قسمتی از این مهجوریت را باید به حساب محکومیتهای سیاسی دوران قاجار گذاشت که بر روی ترقیات هنری آن پرده ای تاریک فروافکنده است.

در عصر قاجار، سرآمدان بزرگی در فنون نقاشی ظهور کردند که هر یک با سلیقه و ذوق خاص خود در یکی از شاخه ها و گاه در چندین شاخه از فنون این هنر والا، پدید آورنده شاهکارهای خیره کننده شدند و گوهرهای گران ارز و کمیایی را برگنجینه های فرهنگ و هنر این مرز و بوم افزودند.

رشته های تذهیب، زرنشان، میناکاری، قلمدان آرایی، کتاب سازی و چهره نمایی همراه با منظره طرازی و تصویرنگاری آبرنگ و گل و پرنده نگاری و منظره افروزی باغ و بستان و بناهای عالی و تصویر رنگ روغنی و آبرنگ از شخصیت های نامی و تابلوسازی از رقاصه ها و رامشگران و دیوارآرایی از تصاویر رجال و بسیاری از شعب دیگر نقاشی در عهد قاجار به پیشرفت های فراوان دست یافت که درخورد انکار نیست و در این ترقی، تشویق پادشاهان و دولتمردان عصر تاثیر بسیار داشت.

از آغاز این دوره تا پایان آن استادانی از قبیل آقازمان، آقاصادق، محمدباقر، میرزابابا، آقانجف، محمدهادی، محمداسماعیل، حیدرعلی، آقاعباس شیرازی، محمدابراهیم نعمت اللهی اصفهانی، آقا احمد فرزند آقانجف، آقاکاظم، صنیع الملک غفاری، آقابزرگ شیرازی، اسماعیل جلایر، ابوتراب غفاری، بهرام کرمانشاهی، محمودخان ملک الشعرا که کمال الملک و شماری دیگر، در افق هنر ایران طلوع کردند و روشنی بخش دیده صاحب نظران و هنر دوستان شدند. بیشتر این هنرمندان در تهران سکونت داشتند و آنان که در شهرستانها ساکن بودند، خریداران و مشتاقان هنرشان اکثر در تهران می زیستند.

در عصر قاجار به همان نسبت که استعداد هنری صاحبان ذوق شکوفایی داشت و به سرحد کمال و پختگی رسید، علاقه به هنر و دلبستگی به آثار هنری در میان خواص مردم در سطح بالایی قرار داشت و طالبان محصولات هنری ارزشمند که از زیر دست استادان بیرون می آمد، کم نبودند؛ خاصه کسانی که در زمره رجال کشور به شمار می آمدند و ملقب به لقبهای مطنطن بودند، با به دست آوردن قرآنهای خطی مذهب و قلمدانهای نفیس و تابلوهای نقاشی و سرقلیان های مینایی و انگشتری های عقیق یمنی و مهرهای حکاکی شده و قاب آینه های لاکی و مرقعات زیبا از خوشنویسان بزرگ، خود را به عنوان اشخاص هنرگرای، فرهنگ پروژه، با کمال و اعیان منش معرفی می کردند و شاید در این جهت با هم رقابت می ورزیدند. گواه این مدعا، عرضه شدن چنین آثار و اشیایی برای فروش از طرف خاندانهای کهن و بازماندگان رجال مذکور است که در سالهای اخیر به خریداران مجموعه دار ارائه می شده و بیشتر آنها پدید آمده از سفارش دولتمردان و اعیان زمانی خود بود. باری، یکی از دستاویزهای نزدیک شدن به کانونهای قدرت و وسیله کارگشایی ها، همانا پیشکش کردن این گونه ساختمانها و اشیای هنری به صاحبان نفوذ و مقامات دولتی بود که در نتیجه افزایش طالبان آنها، کار هنرمندان رواج و رونق یافت و ساختمان آن به بهای خرید و فروش می شد.

به هر تقدیر، عصر قاجاریان را باید از لحاظ ترقیات هنری در شئون مختلف نگارگری و کثرت هنر آفرینان گرانسنگ و رواج بازار نقش آفرینی، دوره ای فخرآفرین شمرده و استمرار ترقیات هنر را از دورانهای تیموری و صفوی و زند، در این زمان به دیده تحسین نگریست.

 

میناکاری

یکی از بزرگترین مآثر هنری در این عهد، میناکاری۱ و نقش آفرینی روی میناست که در عصر فتحعلیشاه قاجار (۱۲۱۲ـ۱۲۵۰) به سرحد کمال ترقی رسیده و برای صورت سازیهای ظریف و استادانه آن، تاکنون نظیری در میناسازی های معتبر دنیا پیدا نشده است. در این رشته که تلفیقی از هنر و صنعت به وسیله آتش و خاک است، چیره دستانی همچون استاد جعفر، استاد احمد، عبدالله، لطفعلی شیرازی، استاد باقر و ابراهیم ظهور کردند که ظرافت کاری و زبردستی خود را با نقاشی در کناره سرقلیان های طلایی و بر روی دسته و قسمتی از غلاف کاردها و خنجرهای مرصع و غیره نشان دادند و نمونه های عالی از صورت نگاری و گل و بوته سازی را در مینا پدید آوردند. این صنعت در دوره ناصرالدین شاه نیز رونق داشت؛ ولی از حیث کیفیت به پایه عصر فتحعلیشاه نمی رسد و از آن پس به انحطاط گرایید. مینا بر روی اشیای مسین و زرین به کار می رفت؛ ولی بر روی طلا بهتر و ظریف تر از کار بیرون می آمد و اهمیتی بیشتر داشت.

 

قلمدان سازی

دیگر از جمله آثار هنری فاخر و بی رقیب در دوره قاجار، قلمدان سازی است که مشتمل بر ساختن قلمدان ساده و قلمدان آرایی با نقش و نگار است و نیز کارهای لاکی (روغنی) دیگر از این دست، چون قاب آینه و جعبه های جواهر و چسبدان و جلد کتاب و آس و سیگاردان که همه در شمار ساخته های ارجمند و جذاب این زمان محسوب می شود.

در این هنر نمایی که از روزگار صفویه آغاز و در دوره قاجار با برتر گرایی های بیشتر دنباله گیری شده، استادان بزرگی چون آقانجف اصفهانی، آقازمان، میرزابابا، عباس شیرازی، مـحـمد اسـماعـیـل، احمد بن نجفعلی، آقا جعفر، آقاکاظم، نصرالله امامی، محمدرضا امامی، سیدمحمدحسین گل و بته ساز، لطفعلی، زین العابدین، محمدمهدی امامی، محمدباقر سیمرمی و دیگران به عرصه هنر خرامیدند و از لحاظ تنوع و ظریف کاری و جاذبه انگیزی که در هنر قلمدان به وسیله استادان یاد شده و همانندانشان ساخته و پرداخته گردید، این رشته هنری را از مفاخر و ماثر فرهنگی این دیار و مایه گرامیداشت بسیار گردانید. در میان این گونه آثار، گاه دیده شده است که نقش آرای قویدستی چون محمد اسماعیل نقاشباشی در سطح قلمدانی به اندازه معمولی ترسیم منظره یک جنگ، هزار چهره پرداز خورده را در حالات گوناگون پیکار و زد و خورد با چند صد اسب در میدان جنگ به نمایش درآورده و کاری اعجازگونه به نظر رسانیده است.

مورد استفاده قلمدان اساساً برای حمل نوشت افزار بوده است؛ ولی قلمدان های بسیار نفیس و گرانبها جنبه نمادین (سمبولیک) داشته و نشانه اهلیت صدارت و استیفا و کمال پرستی و هنردوستی به شمار می رفته است.

 

قاب آینه، اشیای لاکی

قاب آینه لاکی که از جمله اشیای زینتی و اشرافی بود، برای پیشکش کردن به پادشاهان و بزرگان کشوری و لشکری ساخته می شد و نیز به عنوان یکی از ارقام جهیزیه شاهزاده خانم ها مورد استفاده قرار می گرفت. این شیء عبارت از دو لخت مقوای ممتاز است که در داخل یک لخت آن، آینه نصب می گردید و در داخل و خارج لخت دیگر نقش و نگاری دلپذیر به نظر می رسید. نقاشی درون آن یا شمایل پیغمبر(ص) و امام یا تصاویر دیگر بود و یا با گل و بُته و چهره اشخاص، زیور می یافت. شکل قاب آینه گاه مکعب شش ضلعی و گاهی مربّع یا مستطیل بود و هر یک در جای خود جلوه ای خوشایند داشت.

جعبه لاکی نیز بیشتر به شکل مکعب مستطیل در اندازه های مختلف بود و سطح رویین آن که با بریدگیهایی از جوانبش مجزّا می شد، درِ آن را تشکیل می داد و هر قسمت اعم از در یا بدنه جعبه، با نقوش دلاویز زینت می یافت که اکثر موضوع نقاشی آن، مجالس بزم و شکارگاه و یا صحنه های جنگی بود. این گونه جعبه ها که بیشتر از مقوای عالی و گاه از چوب ساخته می شد، جای جواهر و چیزهای بهادار بود که در صندوق نگهداری می شد.

استادانی چون آقا صادق، میرزا بابا، آقا زمان و محمدباقر در کار جعبه آرایی آثار بسیار خوب و ارزنده پدید آورده اند. از میان استادان اخیر، مرحوم میرزا آقا امامی این جعبه ها را به سبک صفوی می ساخت.

دیگر از انواع اشیای لاکی، «چسبدان» است که محفظه ای به عرض ۲ و طول ۶ سانتیمتر از مقوای ظریف بود و برای چسب زدن به پاکتها و امثال آن مورد استعمال داشت و با کلاهک کوچک مقوایی باز و بسته می شد. این شیء هنری نیز به مانند قلمدان با نقش و نگار و گل و بته و گاهی چهره ها زینت می گرفت و ظرافت بسیار داشت.

ساختن «سیگاردان لاکی» نیز که جای توتون و کاغذ سیگار پیچ است، در اواخر عهد قاجار معمول شد و آن عبارت است از: یک جعبه کوچک مستطیل شکل به طول ۶ و عرض ۳ سانتیمتر که زیر و رو و داخل آن را با نقوش دلارا مزین می کردند. این سیگاردان ها را بیشتر ابراهیم نقاشباشی نعمه اللهی می ساخت و به نام او رقم می شد.

«جلدهای لاکی» منقوش و مذهّب نیز از جمله ساخته های نفیس و پر ارج این روزگار است که هرچند دنباله جلدسازی های روغنی عصر صفوی است، اما در عهد قاجار به ترقیات بیشتری نایل آمد و نقوش گوناگون و طرحهای مختلف آن از لحاظ پردازکاری و زرنشان سازی حاشیه نسبت به قدیم گرانبارتر گردید.

افزون بر آنچه یاد شد، برگه های آس را هم که برای قمار به کار می رفت، باید در شمار کارهای لاکی دوره قاجار به شمار آورد. برخی از این برگه ها به دست استادان طراز اول نقشبندی می شد که همچون تابلوهای کوچک نقاشی به طور تکی یا دستگی مورد استفاده قرار می گرفت؛ ولی بیشترین آنها در سطح نازل و متوسط بود که در دست علاقه مندانش می چرخید.

بعضی از صفحات لاکی شطرنج و پاره ای از سینی ها و سطح رویین میزها نیز با گل و بوته و صورت سازی استادان چیره دست تزیین یافته و جزو اشیای زیوری دوره قاجاریه است.

 

دیوار نگاری

در عصر قاجار نقاشی روی دیوار (دیوارنگاری) هم که در عهد صفویه به حد اعلای ترقی رسیده بود، دنباله گیری شد و نمونه های ممتازی به ظهور رسید که در سبک ویژه خود از زیبایی و اصالت و تلألوی رنگ برخوردار بود. در این رشته، موضوع نقاشی، منظره عمارات سلطنتی و شکارگاه و تصویر انواع میوه ها و نیز شکل شاهان و شاهزادگان بود و از جمله آثار معتبر این گونه نقاشی، تصاویر دولتمردان قاجار در عهد ناصری است که بر دیوارهای «لقانطه» سابق به قلم «ابوالحسن غفاری ملقب به صنیع الملک» ترسیم شده و اکنون به موزه ایران باستان نقل مکان یافته است.

 

تابلوهای رنگ روغن

دیگر از آثار زیبنده ای که از نقاشی عصر قاجاریه درخور ذکر است، نقاشی رنگ روغن بر روی بوم مشمع است که سخت مورد تشویق دربارها بود و تابلوهای گرانبهایی از این نوع به دست استادان چیره دستی چون مهرعلی، میرزابابا، سیدمیرزا، آقا صادق و دیگران، از چهره فتحعلیشاه و پسران او و رجال درباری و دیگر شاهان قاجار تهیه شده که هم اکنون در موزه ها و مجموعه های خصوصی مضبوط است. افزون بر این، چهره شاعران و عارفان بزرگ از قبیل سعدی، عطار، مولوی، حافظ، شاه نعمه الله ولی، میرفندرسکی و غیره به دست نقاشانی چون رجبعلی اصفهانی و نیز سرگذشت هایی مانند قصه حضرت موسی(ع) و فرعون، یوسف (ع) و زلیخا، ذبح اسماعیل(ع)، بهرام و گلندام، خسرو و شیرین با قلم استادانی چون محمدحسن، آقا بزرگ، لطفعلی، آقا صادق و اسماعیل جلایر بر روی بوم مشمع کشیده شده و زینت بخش خانه های هنردوستان گردیده است.

شیوه کار استادان در این گونه تابلوسازی ها هرچند اساساً از نظر اسلوب الهام گرفته از مکتب فرنگی است، ولی جنبه ایرانی سازی دارد و ویژگیهای ذوق و سلیقه ایرانی از نظر نگارگری کاملاً در آنها نمایان است و وجه تمایز و تشخص آنهاست؛ گرچه قسمتی از این تمایز به «غلط سازی» تعبیر شده، ولی باید دانست که این یک کار عمدی بوده و نقاش ایرانی نخواسته است تصرفات ذوقی و بومی خود را که معرف استقلال هنری اوست، در عین اقتباس قسمتی از خصوصیات سبک اروپایی از یاد ببرد.

 

گل و بته سازی

در دوره قاجار گل و بته سازی که شامل گل صدبرگ و گلهای دیگر با برگ و ساقه و شکوفه و غنچه فندق و پرنده می باشد، به والاترین پایه شکوفایی و تکامل رسید و نسبت به دوران صفوی از حیث نقطه پرداز و مشابهت بیشتر با طبیعت و درهم آمیختگی اجزا و تنوع طرحها، ترقی کرد. این هنر جذّاب و دل انگیز که بهترین جلوه های زیبایی طبیعت را در نظر نمایان می سازد، مورد علاقه و توجه بیشتر استادان نگار آفرین بود و کمتر هنرمندی را در رده های بالای نقاشی می توان سراغ کرد که در این رشته تمرین نکرده باشد.

اساتید این فن اکثر اصفهانی و شیرازی بودند و دو مکتب عالی و ممتاز در گل و بته سازی بنیاد نهادند که در هریک قطعات معتبر به وجود آمده است. در میان استادان نامی این فن می توان از آقا زمان، محمدباقر، میرزابابا، محمدعلی شیرازی، محمد حسین شیرازی، لطفعلی، فتح الله، لطف الله حمزوی، مصطفی امامی، محمد تقی امامی و کاظم بن نجفعلی نام برد. این هنر بیشتر بر روی قلمدان و قاب آینه و جعبه تجلی کرده؛ ولی گاهی هم به شکل تابلو و قطعات مرقع ترتیب یافته است. اساتید یاد شده و همپایگان شان در مکتب اصفهان و شیراز کرامت کرده و آثاری به ظهور رسانده اند که مایه شگفتی هنرشناسان است.

 

نقاشی آبرنگ

نقاشی آبرنگ (درمکتب ایرانی) که از اواخر عهد صفوی آغاز گردید، در دوره قاجاریه به شیوه های گوناگون پیگیری شد و اسلوبهای مختلف پیدا کرد. این آبرنگ ها اعم از آنچه در مجلس آرایی کتابها یا قطعات مستقل دیده شده، نقشهای جالب و گوناگونی است از صورتها و منظره ها، که هر یک در جای خود اثری ارزنده به شمار می روند و از آن جمله مجلس های کتاب «هزار و یک شب» است که به قلم ابوالحسن غفاری نگارش یافته و نیز تصاویر شاهنامه ها و کتب شاعران دیگر چون «پنج گنج» نظامی و غیره است که خامه استادان هنرمند در آنها صحنه های زیبا و مجلس های فریبا به معرض شهود آورده است.

از انواع آبرنگ دیگر، شبیه سازی هایی است از شاهان و شاهزادگان و رجال کشور که اکثر با نقطه پردازی دقیق، مایه ور و گرانبار گردیده و در اندازه قطع وزیری، گاه تمام قد و گاه نیم تنه با جامه سازی عالی به اتمام رسیده است.

این گونه آبرنگ ها، گاهی سیاه قلم پردازی و بیشتر رنگینه سازی است و گزیده ترین استادان آن ابوالحسن غفاری، علیقلی، محمدحسن افشار، ابوتراب غفاری و ابوالحسن اصفهانی می باشند. قسمتی دیگر کارهایی است که استادان مبرز در موضوعهای مربوط به نحوه زندگی ایرانیان با نوع پوشاک و قیافه و محل زندگی و پیشه و محل جغرافیایی و بناهای سلطنتی، به فراخور شیوه برگزیده خود با آبرنگ، تمام کرده اند و از این گروه استادان، می توان به نام محمودخان ملک الشعرا، بهرام کرمانشاهی، هادی تجویدی، ابوطالب، ابراهیم نعمت اللهی و محمد غفاری (کمال الملک) انگشت نهاد.

 

شمایل سازی

شمایل سازی عبارت از تصویر خیالی حضرت رسول اکرم(ص)، حضرت علی(ع) و حسنین(ع) می باشد که از دوران زندیه رایج شد و در عهد قاجاریه به تکامل پیوست و مکتب مهمی در آفریدن آثار هنری گردید.در این مکتب، هر نقاش هنرمندی با طرز تفکر و اندیشه خود و به شیوه خاص خویش شمایل پیغمبر و امامان را آن گونه که در حیطه تصورش می گنجید، ترسیم کرده و از آن جهت که این کارکردی ابتکاری و بدون مأخذ مشخص بوده، اهمیت ویژه ای داشته است. نقاشان شمایل ساز آزادانه میدانی برای هنرنمایی در اختیارشان بوده تا همان طور که درباره پیغمبر و امام می اندیشیده اند، شمایل او را بسازند؛ از این رو کارشان متنوع شده و اثرشان نماینده احساسات مذهبی و برداشتهای اعتقادی آنان گردیده است. بسیاری از نقاشان این زمان به کار شمایل سازی دست یازیده اند؛ ولی از آن میان رجبعلی اصفهانی، محمد اسماعیل نقاشباشی، ابوالحسن غفاری، اسماعیل جلایر و محمدحسن افشار از نامورترین استادان این رشته اند.

محمد اسماعیل بیشتر شمایل ها را در داخل قاب آینه نقشبندی کرده و اسماعیل جلایر با سیاه قلم نقطه پرداز، و رجبعلی و محمدحسن افشار با رنگ بر روی بوم مشمع هنرنمایی نموده اند. شمایل های کار ابوالحسن غفاری صنیع الملک بیشتر تک صورت است که گرداگرد آن را تذهیب عالی با خطوط ممتاز فراگرفته است.

 

کتاب آرایی

هنر کتاب آرایی که شامل کاغذسازی، جدول کشی، زرافشان کاری، زرنشان سازی و تذهیب و تشعیر و تجلید می باشد و در عصر تیموری و صفوی در ستیغ شکوهمندی قرار داشت، در دوره قاجاریه نیز با سبک مستقل زمانی، همچنان در تعالی و ترقی بود و نمونه های بارز و گرانقدری از این صنعت ظریف و شریف در کارگاه هنر این دوران به ظهور پیوست. این کتابها که با خط خوشنویسان نامدار عصر نوشته می شد، به وسیله چند استاد دیگر، جدول کشی و زرنشان کاری و تذهیب می گردید و هنرمندان گرانمایه نقاشی به منظور تجلیدشان جلدهای لاکی مزین و نگارین می ساختند.

بیشتر کتابهایی که در این دوره برای تزیین منظور نظر بود، در درجه اول قرآن مجید و بعد از آن شاهنامه فردوسی، آثار نظامی گنجه ای، کلیات سعدی، کلیله و دمنه، دیوان خواجه حافظ و مثنوی مولوی را باید به شمار آورد؛ ولی از این میان درباره قرآن کریم سنگ تمام گذاشته شده و کار به سرحد اعجاز نزدیک گردیده است. قرآنهایی که با خط وصال شیرازی، وقار، اشرف الکتّاب اصفهانی، آقا غلامعلی اصفهانی، زین العابدین قزوینی، علی عسکر ارسنجانی، پرتو اصفهانی و دیگران نوشته شده و با کلک زرنگار استادان کم نظیری چون میرزا عبدالوهاب مُذهب باشی و میرزا یوسف مذهّب شیرازی تذهیب گردیده و با جلدهای کار آقازمان، میرزا بزرگ و لطفعلی مجلد شده، جزو گرانبهاترین مآثر هنری و نشان دهنده پیشرفت هنر کتاب آرایی در این عصر می باشد. به طور کلی علاقه به آرایشهای هنری در قرآنهای این زمان بیشتر از دورانهای پیش است و این موضوع تعدد هنرمندان نقش آفرین و مذهبان چیره دست و جلدسازان ماهر و خوشنویسان بی قرینه را نمایان می سازد.

 

تذهیب

هرچند پیشرفت تذهیب (زرینه کاری) در عصر تیموری و صفوی، پایه این هنر را به حدی بالا برد که در آن سیاق و روش، درجه ای والاتر و برتر در ظرف گمان نمی گنجد، اما از حق نباید گذشت که در دوره قاجار نیز فن تذهیب و زرنشان با کمال زیبایی و فخامت و در سبک مستقل و ویژه خود به سرحد اعلای تکامل رسید و اگر در اصالت و تابناکی رنگ به پایه اوایل صفوی نمی رسد، ولی در پرکاری و ریزه کاری، تنوع و گونه گونی طرحها، ابتکار و درهم پیچیدگی چنگهای اسلیمی و نیز در صنعت طلااندازی (معروف به دندان موشی) برای زیر سطور، شاید بر آن پیشی گرفته باشد. در این عهد استادان گرانمایه تذهیب، کارهای شگفت انگیز از خود به یادگار گذاشتند و از آن گروه اند: محمدعلی بهار، عبدالوهاب مذهّب باشی، احمد و محمود پسران عبدالوهاب، میرزا رضی طالقانی، ابوطالب مدرس، میرزا یوسف مذهب شیرازی و آقامحمدعلی مذهب اصفهانی.

 

نقاشی پشت شیشه

یکی از دشوارترین و جالب ترین شعبه های نگارگری، نقاشی پشت شیشه است که از زمان زندیه و اوایل قاجاریه رونق پیدا کرد و مخصوصاً برای تزیین برخی از طاقهای خانه های اشرافی مورد استفاده قرار می گرفت. موضوع نقاشی پشت شیشه بیشتر مناظر طبیعی و کومه های روستایی، چهره اشخاص سرشناس و زنان زیبا، و تصویر مرغ و ماهی بود و در دیوارها، سقف کاخها و اتاقهای آینه کاری تعبیه می گردید. در نتیجه استقبالی که اعیان و اشراف عصر از این گونه نقاشی می کردند، ترقی شایان توجهی نصیب این رشته گردید که در جای خود درخور مطالعه و تحقیق است.

 

نقاشی قهوه خانه ای

نقاشی قهوه خانه ای به یک رشته نگارگری رنگ و روغن بر روی مشمع (مشما) اطلاق می شود که موضوع آنها قصه های مذهبی و داستانهای شاهنامه و صحنه های جنگی روز عاشورا می باشد و در اندازه بزرگ برای تزیین قهوه خانه ها ساخته می شده است. نقاشان این رشته کسانی بوده اند که در سطح متوسط هنر کار می کردند و آثارشان متناسب با فرهنگ عامه و عوام پسند بوده است. نقاشیهایی که در این سبک دیده شده، از دوره قاجاریه است و تابلوهایی که مربوط به زمان پیش از آن باشد، به نظر این بنده نرسیده است. از نقاشان مشهور این فن، مدبر و قوللر آغاسی را می توان نام برد.

باری، بحث و تعریف درباره هنر نقاشی دوران قاجار در این مقاله مختصر نمی گنجد، بلکه باید با تحقیق جامع کتابها نوشت و در شناساندن آثار هنری این عصر اهتمام ورزید.

۱ـ مینا ماده ای است از لعاب شیشه ای حاجب ماورا یا شفاف که آن را روی کاشی و فلزات برای نقاشی و نگار به کار می برند. ترکیبی است از لاجورد و طلا و غیره که در کوره می برند و شفاف مثل شیشه کبود رنگ بیرون می آید. (فرهنگ معین)

منبع : ettelaat.com/ استاد ادیب برومند

شنبه 25 مرداد 1390 - 13 بار مشاهده

Tuesday 16 August 2011 - 22:06:47

اين نقاشي‌ها تنها با يك خودكار بيك كشيده شده‌اند‍‍!!

هنرمندي به نام juan francisco casas اين نقاشي ها را تنها با يك خودكار بيك خلق كرده است. نقاشي هاي رئال او شباهتي با عكس هاي فوري دارند....

این مطلب فاثد تگ می باشد .

آخرین مطالب هنرهای تجسمی

سير نقاشي ايران عكس‌هاي مجله‌اي فرانسوي كه برنده جوايز متعددي شد 15 عكس تحسين برانگيز و متفاوت از كودكان! گزارش تصويري: نمايشگاه آثار نقاشان قهوه خانه اي نقاشي‌هاي آبرنگ حيرت‌انگيز! نمونه هايي ديدني از عكاسي مفهومي و خلاقانه!! 6 نكته براي عكاسي در شب تصاويري ديدني از شباهت آثار نقاشان بزرگ و عكسهاي مغز! گزارش تصويري: موزه بيتلز در ليورپول علاقه‌مند به هنرمنداني با نگاه تازه ام

مطالب پر بازدید هنرهای تجسمی

معروفترین تابلو های هنری جهان (عكس) هرم های شیشه ای موزه ی لوور نقاشي‌هاي زيبا اثر استاد كاتوزيان معروف ترین تابلو های هنری جهان تصاوير نقاشيهاي شگفت انگيز هنرمندان روي بوم ديجيتالي آي-پد 10 راهكار ساده براي گرفتن يك عكس خوب! معرفي هنرمند نقاش «گلن براون» + عكس آثار سرجيو تاپي اعجوبه دنياي خط و هاشور (+عكس آثار) تصاویر جالبی از هنر نمایی یک نجار خوش ذوق نگاهي به زندگي و آثار سالوادور دالي (+تصاويري از هنرمند و نقاشي‌هايش)

اين نقاشي‌ها تنها با يك خودكار بيك كشيده شده‌اند‍‍!!

هنرمندي به نام juan francisco casas اين نقاشي ها را تنها با يك خودكار بيك خلق كرده است. نقاشي هاي رئال او شباهتي با عكس هاي فوري دارند....

هنرهای سنتی

رمضان با طعم‌آواها و نغمه‌هاي معنوي

آشنايي با هنر مقرنس

گفتگو با خواننده و آهنگساز مجموعه «قلب يخي»

از مرگ تا تولد / خبرسازان موسيقي در سال گذشته چه چهره​هايي بودند؟

گفت‌وگو با كيخسرو پورناظري، نوازنده تنبور و سرپرست گروه شمس

 

مي‌گويند با يك عكس به اندازه چند هزار كلمه مي‌شود حرف زد. با اين استدلال همراه داشتن دوربين عكاسي در يك سفر...

از گرفتن عکس تا انداختن آنعکاسی بهترین و ساده ترین راه ثبت خاطرات است به شرطی که اصول اولیه اش را رعایت کنیممی گویند با یک عکس به اندازه چند هزار کلمه می شود حرف زد. با این استدلال همراه داشتن دوربین عکاسی در یک سفر نوروزی واجب است. دوربینی که قرار هم نیست الزاما گران و آخرین سیستم باشد، به ویژه این که این روز ها ارزان ترین دوربین های دیجیتال هم که حدود 100 هزار تومان قیمت دارند هم برای ثبت خاطرات ما کارایی خوبی دارند.

- لحظه ها را شکار کنیدمهم ترین عاملی که می تواند یک عکس را منحصربه فرد کند، استثنایی بودن شرایط و موضوع عکاسی است. عکاس حرفه ای کسی است که با واکنش سریع و تنظیم دوربین، صحنه ای را هدف بگیرد که احتمال تکرار آن کم است؛ مثل لحظه به ثمر رسیدن گل در یک مسابقه فوتبال حساس یا لحظه فوران یک آتشفشان.

- کادر ها را امتحان کنیدچهارچوب یک عکس، در جلوه آن تاثیر زیادی دارد. سعی کنید یک سوژه را در کادرهای مختلف بسنجید، اصولا عکاس این کاره کسی است که عکس را قبل از گرفتن ببیند با وجود این، دوربین های دیجیتال هزینه این کار را پایین آورده. پس تا جایی که می توانید از هر سوژه چند عکس با کادر بندی های مختلف بگیرید، برای این کار از زوم دوربین استفاده کنید. زاویه دید را عوض کنید، موقعیت سوژه اصلی را در کادر جابه جا کنید یا فاصله خودتان و سوژه را تغییر دهید. اگر بخواهید کادر عکس ها را روی کامپیوتر تغییر دهید، باید در برنامه ویرایش عکس، تصویر را crop کنید.

-جزئیات را حذف کنیدهر قدر بخواهید موضوع اصلی عکس بیشتر مورد توجه باشد، باید جزئیات و سوژه های دیگر را بی خیال شوید و سطح بیشتری از تصویر را به سوژه اصلی بدهید تا چشم بیننده مستقیما آن را بگیرد. کلا در ترکیب بندی تصویر، موضوعات مرتبط را کنار هم قرار بدهید و اهم فالاهم کنید.

- سوژه را در مرکز قرار ندهیداگر می خواهید عکس های زیبا و هنری بگیرید، باید سوژه را در جای دیگری غیر از مرکز قرار دهید، برای این کار از قانون یک سوم ها استفاده کنید. در این روش طول و عرض تصویر با چهار خط فرضی افقی و عمودی، به سه قسمت مساوی تقسیم می شود. عکاس می تواند موضوع مورد نظر خود را در امتداد یکی از این خطوط یا یکی از چهار نقطه برخورد آن ها قرار دهد.

-زاویه بندی کنیدزاویه و ارتفاع دوربین نسبت به موضوع تاثیر زیادی روی تصویر به دست آمده دارد. سعی کنید از یک سوژه چند عکس از زوایا و ارتفاعات مختلف تهیه کرده و مقایسه کنید؛ مثلا یکی در حالت معمولی، یکی در حالتی که نشسته اید و دیگری از بالای سوژه. با توجه به محیط و موضوع عکس و استفاده از سلیقه و ابتکار خودتان می توانید این ارتفاع را تغییر دهید یا حتی دوربین را روی زمین بگذارید و تاثیر شگفت آن را ببینید.

-خطوط تصویر را جدی بگیریددرهر تصویر خطوطی هستند که آهنگ و ریتم اصلی تصویر را می سازند، مثلا در مناظره یک کوهستان و در مناظر دریا، مجموعه خطوط مستقیمی که در یک نقطه تلاقی قرار دارند، نشان دهنده احساس سکون و آرامش هستند. شکل این خطوط احساسات مختلفی را به بیننده منتقل می کند.

-هوای پشت زمینه را داشته باشیدپشت زمینه در جلوه یک تصویر اهمیت زیادی دارد. اگر عکاس سوژه اصلی را در یک پشت زمینه با فاصله زیاد قرار دهد، باعث ایجاد عمق در تصویر می شود. این حالت موقعی زیاد می شود که شدت نور پشت زمینه با سوژه تفاوت قابل ملاحظه ای داشته باشد. اگر بخواهیم تاکید عکس تنها روی سوژه اصلی باشد، باید پشت زمینه ای ساده انتخاب کنیم.

-به عکس عمق بدهیدبه هم نزدیک شدن خطوط موازی باعث بعد و عمق بیشتر در عکس می شود. پرسپکتیو عاملی است که می تواند در صفحه دو بعدی تصویر، حالت و فضای سه بعدی را القا کند. به کار گیری هوشمندانه این پدیده عکستان را خاص می کند.

-نلرزیددستتان نلرزد، در غیر این صورت تمام زحماتتان به هدر می رود و عکستان خوب از آب در نمی آید. برای رفع این مشکل چند راه دارید: استفاده از سه پایه، گذاشتن دوربین روی یک جای محکم مثل سقف ماشین و تمرکز و فشار دادن آرام دکمه در شرایطی که نفس را حبس کرده اید. البته از حالت عکاسی تاخیری دوربین هم می توانید استفاده کنید.

-همه را ببینیدوقتی قرار است یک عکس خانوادگی گرفته شود، همه به یک اندازه در آن عکس شریک هستند. انتخاب کادر وسط بهترین راه حل است. این جوری عمق میدان از دستتان نمی رود و درنهایت با یک عکس نصفه نیمه که کله نفرات ایستاده و پای نفرات نشسته و دست چپ آخرین نفر از سمت چپ و دست راست آخرین نفر از سمت راست خارج از کادر است هم مواجه نمی شوید

Ir

+ نوشته شده در  بیست و ششم تیر 1392ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
-همه می گویندبا نام واقعی که تورا می شناسند در وبلاگ وارد نشو.وبرهان آنها این است که،جامعه پراز فریبکاری ونیرنگ وآغشته به دروغ بابد استفاده از راستی ها وروراست بودن ها می باشد.ومن می گویم "گر توبا بد بدکنی پس فرق چیست."
-ما باید گسترش دهنده راستی ودرستی باشیم."با یک گل بهار نمیشه،اما هرگل نشان آمدن بهار پراز گل های رنگارنگ وزیباست.
-پس باراستی ،درستی به دور از فریب ونیرنگ وبد استفاده ازمطالب همدیگر آمدم.امیددارم دوستان من مرا یاری می رسانند.وبا این نتیجه زیبا خواهیم رسیدکه " راستی ودرستی راهی برای خوشبخت وخوب زندگی کردن ما انسان های شایسته زیبایی می باشد.."

نوشته های پیشین
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM