دانایی که هر انسانی باید بداند.تابه توانایی برسد.بیان آرزوها ءخواسته ها ودرد ودل
نو بهار است در آن كوش كه خوشدل باشي  ...

اميدارم مسئولان كشور در سال جديد كمي به فكر مردم كشور خود بيافتند ودر رفع مشكلات وگرفتاري هاي معيشتي،شغلي واقتصادي كوشاباشند.

به اميد سالي سرشار از دوست داشتن همديگر.

امروز كه در نزد همديگر هستيم بايد به يادهم وياري يكديگر تلاش كنيم.به دور از همه سياسي كاريها وجناح بندي ها

+ نوشته شده در  بیست و ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت ۱۳:۲۵ بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
- گر مرد رهي ميان خون بايد رفت

وز پاي فتاده وسرنگون بايد رفت

-توپاي به راه در نه وهيچ مپرس

خود راه بگويد كه چون بايد رفت

+ نوشته شده در  بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۱۳:۸ بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
مي داني چرا اين كشور واين سرزمين دانايان اين همه از خوشي وخوشبختي وسلامت به دور است وفرورفته در كثافت هاي بي شمار است.به گمان من

* افراد دانا ولايق وشايسته بر جايگاه خود نيستند.

نقلي است .گويند كه اسكندر  زماني كه بر كشور ايران تسلط يافت  چون كه مي دانست ايرانيان به همين راحتي زير سلطه خارجي ها قرار نخواهند گرفت واز فرماندهان وحاكمان پيروي نخواهند كرد براي حل مشكل باويكي از فلاسفه يونان وداناي كشورش مشورت نمود وآن داناي عاقل چنين اورا راهنمايي نمود :

آدم هاي نالايق ونادان ومغرور وجاه طلب وحقير فكري ومغزي رادر جايگاه رفيع وباارزش قرار بده وانسان هاي دانا وعاقل وشايسته وتوانا را در مقام وجايگاه هاي كم اهميت وبي ارزش به گمار.

تا آنكه حقير وكوچك است خود مي داند لياقت اين جايگاه  با ارزش ومقام رفيع را ندارد ودر نتيجه تورا حمد وثنا وستايش خواهد كرد و تمام فرامين تورا بي دليل وآگاهي پيروي واجرا خواهد كرد.واگر به او دستور دهي كلاه بياور سر با كلاه خواهد آورد.واگر كارها وامور كم ارزش وبي اهميت را به انسان هاي توانمند ورفيع دهي چون آن را در حد واندازه وشان ومقام خود نمي داند به آن توجهي نخواهد كرد وامور روز به روز بد وبدتر خواهد شد چون از تودلخور ورنجيده خاطر است.وكار ها به درستي جلو نخواهد رفت .

* سرمايه مادي ( منابع غني زميني وزير زميني)ومعنوي( انسان هاي كوچك وبزرگ)كشور در اختيار مشتي نادان وبي لياقت  ومغرور وخودخواه كه هيچ جايگاه اجتماعي وانساني  ندارند قرارداردكه از هيچ آگاهي ولياقتي برخوردار نيستند.آيا با اين همه كمي وكاستي آدم هاي فكور وفهميده در بالاي پست هاي مملكتي توقع معجزه داريم .معلوم هست كه كشور وانسانيت واجتماع وجامعه انساني روز به روز به سمت نيستي ونابودي ،فساد وفحشا،اعتياد وبيكاري وفرار دانايان از كشور مي انجامد.

نمي دانم چه كسي اينگونه به بزرگان آموخته است كه با اين شيوه مي توان كشورداري نمود.

درد عشق است كه اندر جانم فتاد  ورنه منهم دوست دارم در كشوري آرام ومملو از شادي وسلامتي وتندرستي با انسان هاي شاد زندگي كنم.

من نه سياسي ام ونه ضد انقلاب وخرابكار وآب به آسباب دشمن ريز.ونه با حاميان اسرائيل وآمريكا وهر كشور وعقيده ومرام ومذهبي كه بخواهد مردم كشور م را خوار وخفيف وذليل كند.

فقط درد عشق است كاندر ني فتاد

+ نوشته شده در  بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۱۲:۵۹ بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
- فرزند هنر باش نه فرزند پدر

فرزند هنر زنده كند نام پدر

- گيرم كه پدر بود فاضل

از فضل پدر تورا چه حاصل

+ نوشته شده در  سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۱۱:۳۲ قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
  

 
 

 هر نفس آواز عشق میرسد از چپ و راست

                                                      ما به فلک میرویم عزم تماشا که راست

                 ما به فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم

                                                  باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

                    خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم

                                                          زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

                      گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا

                                                    بر چه فرود آمدیت بار کنيد این چه جاست

                       بخت جوان یار ما دادن جان کار ما

                                                        قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

                                    خلق چو مرغابيان زاده ز دریای جان

                                                کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست

                  بلک به دریا دریم جمله در او حاضریم

                                                         ور نه ز دریای دل موج پياپی چراست

                    آمد موج الست کشتی قالب ببست

                                              باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

+ نوشته شده در  هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۱۲:۳۳ بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
- آدمي زاده اگر دفع كند شهوت نفس

آدمي خوي شود ورنه همان جانور است

+ نوشته شده در  هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت ۱۲:۲۷ بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 

من نمي دانم در اين جا دست در دست كدامين دوست بايد داد

دشنه در كتف كدامين خلق بايد كرد

جام بر جام كه بايد زد؟

من نمي دانم چه بايد كرد؟

من نمي دانم چه بايد گفت؟

مانده ام در شب در كلاف كوچه هاي تنگ،

كورمال ودست برديوار،تاكدامين راه،مي گشايد روزني در اين همه بن بست؟

شاعر نمي دانم چه كسي است

+ نوشته شده در  نهم دی ۱۳۹۳ساعت ۹:۳۰ قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
هرچه آيد به سرم باز بگويم گذرد

واي ازاين عمر كه با مي گذرد مي گذرد

+ نوشته شده در  پانزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت ۱۱:۴ قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
دكتر مير جلال الدينكزازي: از پيام هلال 291 هفته نامه داخلي جمعيت هلال احمر-93/8/5

"بشر دوستي هنگامي به درستي آشكار وسازگار مي شود كه نه تنها خانواده ،شهروندان وهموطنان خود را دوست بداريم ،بلكه مردم نقاط ديگر جهان را از خود بدانيم"

+ نوشته شده در  یازدهم آبان ۱۳۹۳ساعت ۱۱:۵۷ قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
سیاست اطاعت((رساله بردگی اختیاری))

اتین دولابوئتی


این کتاب از جمله کتابهای دوست داشتنی منه که سه سال پيش خریدمش و چندین بار خوندمش.((سیاست اطاعت.رساله ای درباره بردگی اختیاری/اتین دولابوئتی/ترجمه علی معنوی/نشر نی چا پ اول 78))

ديشب دوباره نگاهی بهش انداختم بد ندیدم به شما هم معرفی كنم

سعی کردم چند مطلب از این کتاب و رساله رو بنویسم; تا شايد تشويق بشيد و مطالعه كنيد .

اتین دولا بوئتی در سال 1530 در یکی از شهر های جنوب فرانسه متولد شد. به تحصیل در رشته حقوق در دانشگاه اورلئان پرداخت و در سال 1533 از این دانشگاه فارغ التحصیل شد. رساله بردگی اختیاری در دوران دانشجویی او یعنی در سال 1550 به رشته تحریر در اومد.
لابوئتی در رساله بردگی اختیاری با نگاه ژرفبینانه و با تفکر فراسوی دوران خویش برای نخستین بار ماهیت استبداد و چگونگی تشکیل .تثبیت و استمرار حکومتهای استبدادی را بررسی کرده است.
او اولین متفکری است که به استناد به نمونه های فراوان استبدادگران بویژه جباران دوران باستان که به اعتقاد وی نسخه تکرار شونده حکومتهای دیکتاتوری روزگار معاصرند .علت. دوام جباریت را در طی نسلهای پیاپی تبیین نموده و برای محو استبداد .راهی عملی ارائه کرده است.

او کلید درک استبداد را در انتخاب داو طلبانه توده مردم می داند. و آن را بردگی اختیاری می نامد و در سراسر مقاله به این واقعیت تاکید می ورزد ((که حکومت استبدادی چیزی نیست جز قدرتی که تو ده های مردم با میل و رضایت خود به شخص حاکم تفویض کرده اندو ((جبار)) جز اطاعت و انقیاد داوطلبانه توده ها پایگاه دیگری ندارد.در واقع لابو ئتی اکثریت عظیم توده های مردم را بزرگترین تکیه گاه استبداد معرفی می کند.


امتیاز نظریه سیاسی او آنجا آشکار می شود که نه تنها با سلطنت مخالفت میورزد بلکه استبداد اکثریت و دولت سالاری را نیز مردود می شمارد((...اطاعت از چندین ارباب به مراتب شومتر است....))//البته جا داره بگم که با آنارشیسم اشتباه نشه که بعدا توضیح داده خواهد شد.//
لابوئتی روشی نظری .انتزاعی و مبتنی بر قیاس بکار برده است که درست نقطه مقابل نویسندگان دهه 1570 و 1580 است که مباحث تاریخی را با نگرشی بسیار دقیق مطرح می کردند.
او در استدلال انتزاعی و عام و در بسط فلسفه سیاسی حقیقی .در استنادهای مکرر خود پیرو شیوه نویسندگان دوره رنسانس بویژه نیکولو ماکیاولی بود. البته بین او و ماکیاولی تفاوتی محسوس وجود دارد:ماکیاولی بر آن بود که ارکان اقتدار((شهریار))را با استفاده از قوانین خود استحکام بخشد.در حالی که لابوئتی راههایی را جهت سرنگونی اقتدرار و حفظ آزادی فردی جستجو می کند.امیل برینه بین رئالیسم ماکیاولی و ایدآلیسم حقوق لابوئتی تقابل و تضاد قایل است.

جملاتی از این کتاب


فقط می خواهم بدانم چگونه است که انبوهی از انسان ها ، روستاها ، شهرها ، و ملت ها ، زیر بار فشار و ظلم جباری عذاب می کشند که جز قدرتی که خود مردم به اوداده اند قدرت دیگری ندارد.جباری که قادر است فقط تا آن حد به آنان آسیب برساند که " تاب تحملش " را دارند ؛ ظالمی که به دلیل" تحمل" مردم و" بی رغبتی آنان به مخالفت" ، از این امکان برخوردار می گردد که هر آسیبی به ایشان برساند و هر ستمی که دلش بخواهد بر آنان روا دارد . بدون شک این وضعیت حیرت آور است !

و این انقیاد همه گیر، ظاهراً به جای آن که حاصل ترس باشد ، ناشی از توافق است . آیا می توانیم اطاعت از چنین حاکمی را ترس بنامیم ؟...

اگر مردم ، جاه طلبی یا بوالهوسی های یک ظالم را تحمل می کنند ، آیا بهتر نیست به جای آن که بگوییم مردم ، ترسو و بی جربزه اند بگوییم که انگیزه یا تمایلی به قیام بر علیه او ندارند و این ، خود دال بر ترس نیست بلکه نشانه ی بی تفاوتی است...

وقتی هزاران و میلیون ها نفر و هزاران شهر قادر نیستند در برابر سلطه ی یک نفر از خود دفاع کنند ، نمی توان ترس را عامل دخیل دانست ؛ زیرا ترس نمی تواند تا این اندازه عمیق و همه گیر باشد...

پس این چه ضعفی است که نه می توان آن را ترس نامید و نه حتا واژه ای مناسب برای آن یافت می شود...؟"



به اعتقاد اتین دولابوئتی پرسش اصلی و محوری در نظریه سیاسی این است که چرا مردم دنیا به انقیاد وبردگی خود تن می دهند؟با طرح این پرسش او به هسته فلسفه سیاسی را می گشاید:


راز اطاعت مدنی چیست؟

او علت اصلی اطاعت انسان در دوران کودکی را رشد نکردن قوای عقلی و تمیز ندادن در نتیجه اطاعت از والدین می داند.ولی پس از رشد عقلی انسان باید بعنوان یک موجود آزاد تابع عقل خود باشد ((هر انسان در باطن خود بذری از خرد دارد که اگر خوب رشد و پرورش یابد شکوفا می گردد . اما اگر نتواند با معایب و نواقص موجود در محیط به مقابله بر خیزد. تباه خواهد شد.)) وی به حق طبیعی بشر به
آزادی اشاره می کند ..((کمترین تردید نیست که همه ما بنا بر طبیعت خود آزاد هستیم.به همین دلیل نمی توان ادعا کرد که طبیعت عده ا ی از انسانها را از ابتدا برده به دنیا آورده است.))چگونه انسان حافظه نخستین خود را از دست داده و میل بازگشت به شرایط اولیه را فراموش کرده است؟؟

.......

((یک جبار در واقع هیچ قدرتی ندارد جز قدرتی که شما به او تفویض کرده اید تا نابودتان کند اگر شما به او چشم ندهید. از کجا اینهمه چشم د ارد تا شما را زیر نظر بگیرد؟اگر شما خود به او دوست و بازو نبخشید از کجا این همه بازو فراهم می کند تا سرکوبتان کند؟اگر خود شما به او قدرت ارزانی ندارید.چگونه قادر است بر شما تحکم کند؟اگر شما با او همکاری نکنید چگونه جرئت می کند به شما بتازد؟؟))(ص 22 پ2)

.............

از نظر او جباران سه دسته اند:

برخی توسط مردم انتخاب می شوند. برخی به زورسلاح و نظامی گری به مسند می نشینند.و دسته ای نیز استبداد را به ارث می برند.

آن که توسط مردم به قدرت می رسد به نظرمی رسد ملایم تر و قابل تحمل تر است . اما وقتی خود را در موقعیتی بر تر میابد.و در مقام نفوذ قرار می گیرد بعید است از قدرت دست بکشد. چنین حاکمی معمولا حکومتی تفویضی از سوی مردم
به خود را بصورت موروثی در آورد و هنگامی که وراث او چنین طرز تفکری را بپذریرند چنان به بی رحمی وقساوت روی می آورند که از بقیه جباران نیز پیشی می گیرند
آنان برای مهار مردم و تحمیل استبداد .ناچارند با توسل به زور و ارعاب .خاطره ای از آزادی را از اذهان مردم پاک کنندو معوملا در این کار موفق میشوند.آنان که انتخاب می شوند طوری با مردم رفتار می کنند که گویی در حال رام کردن گاوهای وحشی اند.آنان که با زور و سلاح به قدرت می رسند مردم را اسیر جنگی فرض می کنند.آنان که وارث استبدادند مردم را بردگانی می دانند که همواره با سایر اموال به آنان ارث رسیده............

باور نکردنی است وقتی یک ملت فرمانبردار می شود چه زود آزادی خود را به فراموشی می سپارد و چنان از آن یاد می برد که هرگز تصوری از باز یافتن ان بخود راه نمی دهدو چنان با کمال میل مطیع می شود که هر ناظری گمان می کند آنان پیش از آن چیزی به نام آزادی را از دست داده باشند و چیزی موسوم به بردگی را بدست آورده اند.درست است که به انقیاد در آوردن در ابتدا کاری سخت و دشوار است اما نسل بعدی به آسانی اطاعت را می پذیرد. به همین دلیل انسانهایی که زیر یوغ ظلم به دنیا می آیند و در شرایط بردگی بزرگ می شوندو پرورش میابند راضی و قانع هستند و استبداد را در بست می پذیرند. اینان شرایط زیستی خود طبیعی می دانندو تصوری از حقوق انسانی خویش ندارند.البته نسل آینده همواره نقاط ضعف و زوایای تاریک زندگی تاریک گذشتگان را می کاود و در میان کتابها و آثار آنها به کنکاش می پذیرد با این همه نفوذ قدرتمند سنت و عادت پذیری به ویژه عادت به اطاعت غلبه می کند. که هیچ کدام قانع کنند و توجیه گر نیست.

بدین تر تیب دو عامل عادت و سنت توده های مردم را نسل در نسل پذیرای استبداد می سازد.................

+ نوشته شده در  ششم آبان ۱۳۹۳ساعت ۱۳:۵۹ بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
-همه می گویندبا نام واقعی که تورا می شناسند در وبلاگ وارد نشو.وبرهان آنها این است که،جامعه پراز فریبکاری ونیرنگ وآغشته به دروغ بابد استفاده از راستی ها وروراست بودن ها می باشد.ومن می گویم "گر توبا بد بدکنی پس فرق چیست."
-ما باید گسترش دهنده راستی ودرستی باشیم."با یک گل بهار نمیشه،اما هرگل نشان آمدن بهار پراز گل های رنگارنگ وزیباست.
-پس باراستی ،درستی به دور از فریب ونیرنگ وبد استفاده ازمطالب همدیگر آمدم.امیددارم دوستان من مرا یاری می رسانند.وبا این نتیجه زیبا خواهیم رسیدکه " راستی ودرستی راهی برای خوشبخت وخوب زندگی کردن ما انسان های شایسته زیبایی می باشد.."

پیوندهای روزانه
درجستجوي دانايي
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اسفند ۱۳۹۳
بهمن ۱۳۹۳
دی ۱۳۹۳
آذر ۱۳۹۳
آبان ۱۳۹۳
مهر ۱۳۹۳
شهریور ۱۳۹۳
مرداد ۱۳۹۳
تیر ۱۳۹۳
خرداد ۱۳۹۳
اسفند ۱۳۹۲
بهمن ۱۳۹۲
دی ۱۳۹۲
مرداد ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
دی ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
پیوندها
من وتو
دنياي اين روزاي من
در جستجوي دانايي
دل نوشته هاي پراكنده
دانلود شعرو...
ازچي برات بگم
بروزترين آهنگ هاي روز
مشاوره
مشاوره تحصيلي شغلي
زندگي
مسير آرامش
زندگي به روش آدميزاد
دكوراسيون داخلي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM