دانایی که هر انسانی باید بداند.تابه توانایی برسد.بیان آرزوها ءخواسته ها ودرد ودل
2-وسايل بازي وسرگرمي پدر ها ومادرهاي قديم چه بود؟

تا اونجايي كه يادم ميآد:

1- ديدن برنامه هاي تلويزيون با زمان محدود نه 24ساعته

2- بازي با كودكان محله مانند: گردوبازي،قايم باشك،هفت سنگ،لي لي ،بازي باكمربند ،فوتبال،واليبال،شنا در رودخانه يا دريا،سواركاري برروي اسب يا خر هاي وحشي ورها، خاله بازي،تيله بازي، با لارفتن از درخت، تشتك ،بازي با پوست يا جلد بيسكويتوآدمس،توپ وچوب ، الك دولك،دوز وچارخونه، انواع بازي وساختن ديوار وپل با ماسه وگل، خانه سازي بروي درختان،وسطي،در صورت امكان دوچرخه سواري (يادم مي ما پول خريد دوچرخه نداشيم وبا يك يا دو تمن كرايه مي كرديم)نقاشي روي زمين وديوارها، هدف گيري با تيروكمان كشي،اسم وفاميلي، شاه ووزير،ورق، شطرنج، استوپ،بالابلندي،حدس بزنوبگرد، تيله،بادبادك هوا كردن،كبوتر بازي، مسابقه دويدن،معلم بازي،پليس بازي،بازي هاي تخليل در تنهايي،ماشين بازي، بازي با سنگ آهك وقرارداد قسمتي داخل قوطي شير كه در اثر ايجاد گاز در ميط بسته درب بسته شده آن تا ارتفاع 10يا 15 متر به هوا پرتاب مي شد.دزدكي از باغ مردم ميوه وگردو چيدن، تاب ،سرسره بازي،كشتي،زورآزماييبا يكديگر،مچ انداختن، بازي با يك قسمتي از گياه وحشي بابونه ويا قسمتي از پوست گوسفند كه با قير به يك سكه متصل مي شد واصطلاحاً در مازنداران به آن لينگه بازي مي گفتند.بسيار بازي پر جنب وجوش وپر از هيجان بود وبيشتر بازي پسران بود.

خانه سازي ،بازي با آجر وساير مصالح ساختماني،لال بازي، كي بود كي بود من نبودم، چيندن آجر وساير چيز هاي مكعب مستطيل وبا يك ضربه ريختن آنها(شايد اسمش دومينو باشد؟)شكار پرنده با تيروكمان كشي،و...

اگر توجه كنيم  ويژه گي بيشتر اين بازي ها عبارتند از: به صورت جمعي وگروهي است ،اينكه خارج از منزل ودرمحيط باز طبيعت انجام مي شد.خيلي يا به هيچ وجه نياز به پول نداشت.باعث افزايش روحيه همكاري ودوستي  بيشتر مي شد.سبب ايجاد انگيزه وخلاقيت وجنب وجوش بيشر وتحرك جوانان مي شد.خيلي در معرض ديد وجلوي چشم بزرگتر ها نبوديم.آنها هم به نوعي استراحت مي كردن وبه كارشان مي پرداختند.درگيري واختلاف بين بچه ها وبزرگتر ها كمتر پيش مي آمد.

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  یکم مرداد 1393ساعت 12:37 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
هي گله مي كنيم از بچه ها، از كودك ها،از جوانان ،از دخترها،از پسر ها ونقل وقول از گذشته ها واينكه ماها چطوري بزرگ شديم ودرزمان ماها چه امكانات ووسايل رفاهي،تفريحي وانواع اقسام تجهيزات سرگرمي ورسانه اي  وجود داشت واينكه امروز بچه ها چطور وچگونه بزرگ مي شوند وچرا وچرا اينگونه هستند وبيشتر از رفتار ها واعمالشان گله مند هستيم.

اما ما چقدر پرتلاش ،صبور،با وقار ومودب وپراز احساس وعاطفه ومهربان ودلسوز ديگران وخلاصه مثلاً خيلي انسان بار آمده ايم واينكه چقدر با همه جوانان امروزي ونسل جديد تومني صد تومان(البته اين مبلغ واسه زماني بود كه يك ريال ارزش داشت نه براي امروز اگه پانصدتومان به گدا بدهي نميگيره واگه بگيره با غرولند مي گيره اگه  مودب باشه پولروجلوت پرت نكنه )با نسل  امروزي ها فرق مي كنيم.واينكه ماخيلي وخيلي آره واينا.

پدر ها ومادرها وبه ظاهر بزرگتر هاي امروز كه بهتون ميگن بابا ومامان هاي درس خونده وبا كلاس وفهميده امروز!!!

صبر كن وتند نريم. كمي آهسته بريم جلو .به قول جوانان امروز ترمز دستو بكش وايستا تا باهم سوار شيم وحركت كنيم براي بدست آوردن خيلي از پرسش ها واما ها واگرها.يكي يكي گذشته وحال را مرور كنيمدر حد توان ذهني بنده وحوصله خواننده تا شايد به نتيجه اي برسيم كه چرا جوانان وپدرها ومادر هاي قديم آنگونه بودندوجوانان  وپدرها ومادر هاي امروز اينگونه هستند يا شدنديا خيلي متفاوت هستند!!!

 من حدود 50سالمه زمان انقلاب 57 حدود 14 سالم بود تاجايي كه يادمه براتون صحنه ها رو يادآوري وبازگو مي كنم.

1- در گذشته ما  يا بيشتر مردم ايران يا تلويزيون نداشتند يا در هر محله يكي دوتا خانواده كه تا حدودي دستشون به دهنشون مي رسيد به قول بجه هاي اون زمان كمي مايه دار وپولدار بودن توخونه هاشون يك تلويزيون مبلي يا اين آخري ها نزديك سال 57 تلويزيون 14اينچ توشيبا اصل ژاپن آنهم سياهو سفيد با يك يا دوكانال يا شبكه داشتند كه معمولاً هم زمان پخش برنامه هاش تا جايكه يادمه اينگونه بود: از ساعت 12ظهر تا يك ونيم يك سريال هاي  پليسي آمريكايي مثل كارگاه كنن ،بارتاوفراري و...پخش مي كردوبعد پخش برنامه قطع مي شد واز ساعت 4 يا 5 بعد از ظهر باپخش برنامه كودك ونوجوان ، كارتون هاي قشنگ خاطره انگيز ودر عين حال آموزنده تا حدودي، برنامه رنگارنگ وترانه هاي روز آن زمان از همه نقاط كشور،سريال هاي دارا وندار، تلخ وشيرين ،طنز زندگي روزمره ومشكلات مردم ومسئولان در ميان برنامه  ي آقاي مربوطه، سريال تلخ وشيرين ، مراد برقي وآخر شب هاي پنج شنبه  هاپخش فيلم هاي وحشت ناك كه در آن هنگام وسن وسال ما ومحيط گسترده وبزرگ محل هاي زندگي مان كه داراي حياط بزرگ ودارودرخت هاي بسيار وحصار ها وبعضي محل ها وشهرها خونه ها مثل امروز كشور هاي پيشرفته از حصار وديوار خبري نبود واينكه معمولن هم حيوان هاي مختلفي چون سگ،گربه، روباه ،گرگ ،گاو ،گوسفند،مرغ وخروس ،غاز واردك انواع پرنده كبوتر و...هم در حياط خونه ها در كنار هم زندگي مي كرديم با توجه به اينكه بسياري از محل ها داراي تير چراغ برق وروشنايي به اين فراواني وگستردگي نبود. همچنين جمعيت هم خيلي زياد نبود ودر محل ها خانه ها از هم فاصله زياد داشت. در اين شرايط تصور كنيد كه موبربدنمان راست مي شدكه بعد از تماشاي فيلم جرات رفتن تا مستراح وحتا آشبزخانه را از ترس نداشتيم چون در آن زمان مردم در واحد هاي ساختماني كوچك وبه اين فشردگي وبااين تنوع فرهنگي در كنار همديگر وجود نداشت. وبسياري برنامه هاي ديگر تا ساعت 11/30شب پخش مي شد وبعد عكس وآرم شبكه تلويزيون ملي ايران با تصوير نيم تنه دو شير پشت كرده به هم وسرود ملي ايران پخش برنامه تا فردا تمام مي شد وبعد هم برف برفك وهي برفك پخش مي شد.

راستي يكي از برنامه هاي مورد علاقه مان  در هر شرايطي كه بوديم يعني بعد از بازي وانجام تكاليف مان حتمن هم به داستان ها وترانه هاي راديو ايران  هرشب گوش مي داديم.به ويژه داستان هاي جاني دلر.

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  یکم مرداد 1393ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
كمي خودتان را قلقلك دهيد.

در انديشه تان ودر افكارتان واينكه كي هستي ؟و چراهستي؟ وبه كجا خواهي رفت؟

بد نيست سري به كتاب" دنياي سوفي"نوشته "يوستين گردر" بزنيد وكمي خودتان را ازاين بي حالي وبي تفاوتي وباري به هرجهت بودن شايد كه نجات بدهيد.

به امتحانش مي ارزد.

ايددارم بهره اي ببريد واز آن اين بنده سرگشته راراهنما وهدايت گر باشسيد واگر كتابي خوب مي شناسيد مرا آگاه نماييد.

با تشكر فراون

+ نوشته شده در  بیست و سوم تیر 1393ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
من ،تو، او،ما ،شماوايشان(آنها)

آزاديم

فكر كنيم

حرف بزنيم در مورد همه چيز

انجام دهيم هرآنچه را كه وجدانت مي پسندد

دوست داشته باشيم

عاشق بشويم

مهر بورزيم

محبت نماييم

زيبا ببينيم

خدارابه چالش وگفتگو دعوت كنيم

دين ها را پرس وجو كنيم

ازكسي تقليد نكنيم

چونكه ما انسانيم

بياموزيم

دوست داشتنرا

عشق به خوبي هارا

همديگررا

راستي،درستكاري،رفتارانساني را

در هر زمينه وموضوعي مي توانيم ورود كنيم

اما

هرگز

هيچ زمان

ابدا

تا وجود وهستي وحيات وانسان هست

نمي خواهيم

بديرا

زشتي را

نفرت را

بدبيني را

كوته نظري را

بي ادبي را

بي دوست بودن را

تنفررا

حسادت را

جدايي را

بدگويي را

بد فهمي را

نامهرباني را

فقر را

تفاوت انسان ها را

ستم به غير را

تفكر زشت وناپسند را

بي هدفي زندگاني را

و

.

.

.

.

وانسان با حيات وزيبايي ودوست داشتن ديگران جاودان است.وهرگز غمگين وتنها نخواهد شد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یازدهم تیر 1393ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
امروز صبح  مثل هرروز با تاخير مي امدم  اداره.طبق معمول رفتم تا سوار ماشين بشوم ديدم يك تاكسي ايستاده وراننده اش هي بادست اشاره مي كنه ومي گه سه راه تهرانپارس .در حين حركت با خودم فكر مي كنم كه امروز سوار تاكسي خطي بشم چون احساس كردم كه اين تاكسي برخلاف قبل نمي خواهد منتظر باشه تا ماشينش تكميل بشه وبعد حركت كنه .براي همين سوار شدم وحركت كرديم در طول راه مسافراني در گوشه خيابان منتظر ماشين بودن وهر كدام هم مثل اينكه روزي آدم ها را يكي تقسيم كرده باشه سوار يه ماشين غير از تاكسي شدن واينجا بود كه راننده شروع كرد به صحبت كردن وگفت ماايراني هستيم وحق مان هست هربلايي سر ما بيايد واينكه چرا مسافران سوار تاكسي نمي شوند وبا عجله اولين ماشين را سوار مي شوند وازاين دست درد دل ها تا اخر خط فقط من بودم وتاحدودي هم حق داشت گله مند باشد.

اماچرا مسافران اينگونه رفتار مي كنند چرا زمانيكه تاكسي هست  اونهم خطي اش مردم سوار ماشين هاي راهي ومتفرقه مي شوند؟

آخه قديما مي گفتند اگر مي خواهي سوار ماشين بشي مناسب وپسنديده تر اين است كه سوار تاكسي خطي محله بشوي چون مطمئن وتاحدودي با مسافران آشنا هستندوساير محاسن ومزاياي خوب ديگه .

اما به ايشان گفتم : به چند دليل

1- من خودم سوار تاكسي نمي شوم چون نرخ كرايه ايشان براساس آنچه تعيين شده وبرچسبي كه به جلوي شيشه چسباندن  رعايت نمي كنند و اگر پول خرد ندارند كه باقي مبلغ را پس دهند بسيار محترمانه عذر خواهي نموده واعلام نمايند در نوبت بعد حساب خواهد شد نه اينكه با لحن تند وبدي به مسافران بگويند حالا اينهم مبلغي هست كه مارا پولدار وشمارا گدا كند. اين اولين بي احترامي وبي حرمتي به خودشان ومسافران است.

ودليل آوردن راننده كه من خودم به بانك مراجعه كردم تا پول خرد بگيرم ولي به من ندادند .واينكه صنف محترم تاكسي راني چراكرايه اي را تعيين نموده كه راننده ومسافر را دچار مشكل نموده است.وراه حلي براي مسافران وراننده در نظر بگيرد زيرا طبق كرايه تعيين شده براي برگرداندن بقيه پول هردو دچار دردسر وحتا در بيشتر مواقع باعث درگيري لفظي وبدني مي شود كه آنهم بسته به ميزان گذشت وفهم دو طرف ونيز زورگويي وبي ادبي برخي از رانندگان دارد.كه از مابقي مبلغ گذشت كنند يا خير.

2- در ايستگاه تاكسي خطي برخي از رانندگان بسيار بي ادب ونسبت به مسافران وعابران پياده بد رفتاري مي نمايند وبه متلك گويي ومزه پراني وچشم چراني مي پردازند مخصوصاً اگر يكي دوتا خانم  يا دختر شيك وپيك ببيند.

 در صورتي كه همه رانندگان زحمت كش تاكسي خطي بايد آنقدر رفتارهاي دوستانه ومودبانه و محبت آميز ومهمتر از همه مطمئن نسبت به هر مسافران محله داشته باشند وانها را عضويي از اعضاي خانواده خود بدانند وبه قول قديمي ها غيرت بچه محله اي وتعصب ناموسي داشته باشند.وفكر كنند كه اين مسافران دختر ،پسر ،مادر ،پدر وعزيزان خود هستند كه توقع دارند وقتي سوارتاكسي با نشان ورنگ خاصي مي شوند مورد عزت واحترام قرار گيرند وهمان گونه با مسافران مودبانه ودوستانه رفتار نمايند.

3- از قديم گفتند "قطره قطره جمع گردد وانگهي دريا شود." وقتي من مسافر وتوراننده گرامي تاكسي براي پول خرد ها ومبالغ جزيي كه بخشي باارزش از سيستم پولي و عامل رونق اقتصاد ي كشور ارزشي قائل نيستيم .

البته اين نوع رفتار در نحوه گفتار وكردار بسياري از مسئولان كشور وسيستم بانكي ما در بنگاه هاي اقتصادي كشور هم ومراكز خريد وفروش ومسائل جاري وروزمره زندگي ما ايراني ها وجود دارد وريشه اين بي ارزش نمودن باقي مانده پول وپول خرد كشور را بايد آسيب شناسي كرد تا پي به علت برد.واين يك بيماري مسري وفراگير شده است.

آخه زندگي ورفتارهاي ما انسان ها از همين جزئيات به ظاهر بي ارزش اما فوق العاده طلايي ومهم تشكيل شده است.

و...

 

+ نوشته شده در  بیستم خرداد 1393ساعت 9:46 قبل از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
ما انسان ها اشرف مخلوقات هستيم .

پس اينهمه زشتي وبدي وناراستي ونامردمي ودروغ ونيرنگ از اشرف مخلوقات چرا سر مي زند.

مگر ما چه مي خواهيم از زندگي دركنار همديگر؟

ما موجودات اجتماعي هستيم كه مجبوريم همديگر را تحمل كنيم واز همديگر سود ببريم ودر عين حال موجب رنجش خاطر هم باشيم ومانند سوهان همديگر را مجروح نمائيم وزخم برجسم وروح هم وارد نمائيم.

اين چه نوع همزيستي است كه براي همديگر زنداني ساخته ايم وشب وروز مي ازاريم هم خود را وهم ديگران را.

من اجبار اين زندگي اجتماعي را درك نمي كنم.بهتر اين است كه از همديگر فرسنگ ها دور باشيم و برجان وجسم هم زخمي نزنيم ودر امان باشيم.

چه كسي گفته است انسان ها بايد در كنار هم به بدبختي وفلاكت ،فريب ونيرنگ ودروغ گويي به هزاران نام وعنوان همديگر را تحمل نمايند وهيچ خاطره وزيبايي را به هم ديگر هديه ندهند.واز با هم بودن دچار عذاب گردند.

من واقعاً اين زندگي اجتماعي غير انساني را نمي فهمم.

من از انسان بودن ملولم وانسانم آرزوست.

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1393ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
خلق را تقليدشان برباد داد

اي دو صد لعنت براين تقليد باد

                                      حافظ

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1393ساعت 2:58 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
"مذكر،انما انت مذكر لست عليهم بمسيطر"

 اي پيامبر يادآوري كن ،توتنها به ياد آورنده اي ،برآنها سيطره اي نداري.

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1393ساعت 2:52 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
عاشقان را زبر خويش مران تا برتو

سروجان هردوفشانند دعا نيز كنند

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1393ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
پيري بنايي ست كه تعمير ندارد

آن خانه خراب است كه يك پير ندارد.

+ نوشته شده در  نوزدهم خرداد 1393ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط مسعود رجبی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
-همه می گویندبا نام واقعی که تورا می شناسند در وبلاگ وارد نشو.وبرهان آنها این است که،جامعه پراز فریبکاری ونیرنگ وآغشته به دروغ بابد استفاده از راستی ها وروراست بودن ها می باشد.ومن می گویم "گر توبا بد بدکنی پس فرق چیست."
-ما باید گسترش دهنده راستی ودرستی باشیم."با یک گل بهار نمیشه،اما هرگل نشان آمدن بهار پراز گل های رنگارنگ وزیباست.
-پس باراستی ،درستی به دور از فریب ونیرنگ وبد استفاده ازمطالب همدیگر آمدم.امیددارم دوستان من مرا یاری می رسانند.وبا این نتیجه زیبا خواهیم رسیدکه " راستی ودرستی راهی برای خوشبخت وخوب زندگی کردن ما انسان های شایسته زیبایی می باشد.."

نوشته های پیشین
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM