اتوبوس شنیده ها
دیروز بعداز خروج از اداره در آن هوای گرو وکسالت آور آلوده سوار اتوبوس تندرو شدم.به محض ورود صدای یک آقایی با گویش اصفهانی که بسیار بلند هم حرف می زد وادعای فضل داشت از زمین وزمان وقبل از انقلاب وشاهنشاه ومن هم سیاسی هستم وچرا در میان ۷۵میلیون ایرانی یک نفر راستگو وجود ندارد وچرا دعای مردم بعداز انقلاب مستجاب نمی شودوبیان ونقل یک نمونه از استجابت دعا از مردمان دوران شاهنشاهی وقبل از انقلاب واینگونه روایت کرد: در سال های قبل از انقلاب شکوهمند اسلامی در زمان طاغوت مردم زواره اصفهان از بی آبی وتشنگی به تنگ آمده وبه همراه امام جماعت مسجد با اهالی شهر به جهت درخواست باران به حومه وخارج شهر رفتند وچنین ادامه داد آسمان آبی آبی بدونه حتا یک لکه ابر تا چشم می دید در آسمان صاف وآبی بیکران ابری مشاهده نمی شد گرما طاقت فرسا بود .مردم پشت سر امام جماعت اقامه نماز درخواست باران کردن نماز به رکعت دوم نرسیده بود که از آسمان آبی بی ابر که علت وجودی باران هست قطرات باران شروع به بارش نمود ونمازگزاران را شاد کرد وادامه می دهد آنقدر باران از آسمان بی ابر بارید که نزدیک بود شهر را آب فرابگیرد ومردم دست به دعا برداشتند که خدایا بارش باران رحمتت را قطع کن وچنین شد ومردم واهالی شهر از بی آبی رهانیده شدند فقط به خاطر راستگویی وبی دوز وکلک بودن آن مردم درستکار.اما امروز چی ۷۵میلیون آدم به همراه مسئولان کشوری از لشکری ومراجع دست به دعا برمی دارند حتا یک مورد مستجاب نمی شود.وادامه می دهد علت آن گسترش دروغ ُبی صداقتی وپرریا بودن همه ما ایرانیان است.وادامه می دهد که یعنی دراین مملکت از صدر تاذیل یک انسان راستگو ودرستکردار وباخدا وایمان وجود ندارد که خداوند به خاطر آبروی او مردم ایران را از اینهمه بلایا وگرانی وتهمت وفساد وبیکاری و...نجات دهد.خلاصه سرتان به درد نیاید تا خود آخر ایستگاه یک ریز حرف زد ونق زد وبه هرکسی اعتراض می کرد.قضاوت با خواننده .
+ نوشته شده در بیست و دوم مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۲:۱ ب.ظ توسط مسعود ...سراجی
|
گر مرد رهی میان خون باید رفت