سرد وگرم روزگار
- برهاي هاي گرم ودم سرد مامخند
طفلي ويرد وگرم جهان را نديده اي
- از سر كار بي خبري عيب ما مكن ماغرقه گشته ايم وتودريا نديده اي
-الفاظ دلفريب دلت را ربوده است اين اول است آخر غوغا نديده اي
- جانا سراب را توگمان مي بري به آب ما ديده ايم وتو اينها نديده اي
+ نوشته شده در یکم تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۷ ق.ظ توسط مسعود ...سراجی
|
گر مرد رهی میان خون باید رفت